گفتگو با سيد حسن نصر الله 2

 

سوال : گاهي در سخن راني هايتان ادبيات و زبان شما خيلي شاعرانه مي شود .... آيا شما کتاب هاي ادبي و شعر زياد مي خوانيد ؟


راستش من شعر و ادبيات را دوست دارم ، ولي متاسفانه سال هاست امکان خواندن شعر و مطالعه ي مجموعه ي آثار ادبي را پيدا نکرده ام .

201.jpg

سوال : پس اين شور و حماسه ي عجيب و لحن نثر آهنگين که در سخن راني هاست از کجا مي آيد ؟ اگر کسي از نزديک تواضع و روحيه عاطفي و آرام شما را ديده باشد ، باور نمي کند اين کسي که دارد اين طور با شور و حرارت مي خورشد ، شما باشيد . آيا رمز و رازي هست که کسي نمي داند ؟


نه ، سر خاصي در کار نيست ولي من معتقدم بايد سخن گفتن ما براي خداي متعال باشد که البته اين حالت شخصي نيست . يک مساله ي عمومي است . هر کسي براي خدا حرف بزند و انشاء الله براي جلب توجه و تحسين و خوش آيند ديگران و خود نمائي و ... نباشد و عمل ، يک عمل خالص براي خدا باشد. با توکل به خدا باشد و از خدا کمک و ياري خواسته باشد که خدايا به من کمک کن که حق را بر زبان آورم و مساله را به خوبي به مردم منتقل کنم و « ما توفيقي الا بالله عليه توکلت و اليه انيب» در اين موقعيت بر اساس وعده الهي و بر اساس تجربه ، خداوند متعال انسان را ياري مي کند.


من اين موضوع را با بسياري از برادران که حالت هاي مشابه داشته اند مطرح کرده ام . بسياري از افکار و مسائلي که گاهي در هنگام سخن راني بر زبان مي آيد ، ممکن است قبلا آماده نشده باشد و روي کاغذ نيامده باشد.


انسان احساس ميکند موضوعات جديدي به نظرش مي رسد و گاهي حتي ادبيات مورد استفاده هم پيش بيني شده نیست . مثلا من یادم هست برای سخن رانی آزاد سازی جنوب در سال 2000 به بنت جبیل رفتم و صحبت کردم و اگر خدا قبول کند معتقدم در آن چه گفتم اخلاص داشتم و دلم میخواست حق بعضی بزرگان را نسبت به مقاومت ادا کنم . چند روز بعد یکی از دوستان آمد و گفت : «یک معلم در قلان دبیرستان بخشی از سخن رانی تو را انتخاب کرده و به دانش آموزان داده تا آن را از جهت بلاغت تشریح کنند و استعاره و تشبیه و جناس و امثال این ها را بیابند» من به او گفم : « اما من یک سخن رانی کالما عمومی و مردمی کردم . متن آن متن ادبی نبوده . » گفت «این متن سخن رانی شماست ، نگاه کنید !» موقعی که من متن را خواندم  ، تعجب کردم و گفتم : « این ها را من نگفته ام ! اصلا یادم نیست من با این زبان ادبی و دقیق صحبت کرده باشم .» ولی همین طور بود. این جا حرف از سر خاصی نیست . من در خن رانی ، در موضع گیری سیاسی و در هر چیزی وظیفه ای شرعی ام را انجام می دهم . این چیزی است که از امام خمینی ره یاد گرفته ایم و مقام معظم رهبری هم در دیدارها و رهنمودها ، همیشه بر این موضوع تاکید داشته اند. وقتی وظیفه ی شرعی ام را به خاطر خدا و در محضر خدا و در راه خداوند انجام بدهم و اخلاص و صداقت داشته باشم و از خداوند متعال کمک بخواهم [خداوند قطعا یاری خواهد کرد] کمک خدا فقط مال جنگ نیست . در هر چیزی کمک از خداست به خاطر این که انسان به خودی خود عجز محض و فقرمحض است و غنی مطلق و قادر مطلق خدای متعال است . پس موقعی که شما از خدا کمک بخواهید و یقین داشته باشید که خدا کمک می کند و توفیق میدهد ، این موضوع را خواهید دید . در جنگ این حقیقت را لمس می کنید در سخن رانی لمس میکنید. در اتخاذ موضع سیاسی هم این حقیقت را لمس می کنید .


/ 8 نظر / 14 بازدید
آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

مجنون ماه تنها

سلام ........ما که کشته مرده ايشون هستيم بد جور ........خدا حفظش کنه تا ظهور اقا در کنار اوشون......

آب حيات

سلام.ممنون که سر زديد.التماس دعا

باران

نميدونم چرا هر چي كامنت مينويسم ثبت نميشه

سلام. چه پست خفنی! راستی خيلی ممنونم از حضورتون. کلی خوشحال شدم. با کامنت يکی از دوستان بدجوری تو شک افتاده بودم. محبت کردين. ممنونم.

باران

ببخشيد قبليه مال من بود. يادم رفت ادرسمو بذارم پاينده باشيد.

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

مهدی

ای ول بابا ما بيشتر به ما دوباره سربزنيد