زبان حال بعضی ها

سلام

ناجی من

چقدر خوب است تو با منی

چقدر بد است من از تو فراری

فراموش کرده ام آن روز را که دستم گرفتی

مرا از آتش رهانیدی اما من ...

زندگی خود را به آتش کشیدم

هستی و عمر خود را

دل خوش کرده ام به روز تولد تو

دستی پست مرا از برادرم جدا کرده

برادری که تو مرا به او سپردی

رنجانیده ام او را و تو رنجیدی

اما روز تولد تو من و برادر با هم جشن می گیریم

به کوری چشم بعضی ها

افسوس

که قابیل شده ام و برادر کش

می دانم ارث برادر کشته شده به برادر قاتلش نمی رسد

فرزند تو بودن مرا چه سود که پیرو تو نباشم

ای کاش...

ای کاش وقتی کاش را می کاشتند اگر سبز نمی شد

برادر که راه تو می رود و...

...من اسیر دست بدعت و نیرنگ

افسار زده و غل و زنجیر پیری که در حماقت عالم دهر است

می دانم تو مرا از او نهی کرده بودی

والسلام اما گفته ها نا تمام.

/ 7 نظر / 11 بازدید
ارس

سلام و خسته نباشی اين هم که قشنگه عجيبه

0*0

السلام عليک يا اباصالح المهدی ...واين قصه ؛ غصه ؛ سر دراز دارد. يا علی

رضا

سلام /امیدوارم که در پناه خداوند متعال خوش وخرم باشید /ببخشید که دیر به دیر خدمت میرسم /موفق وموید باشید/

يه نسل سومی

سلام - جالب بود - خوش حال ميشيم از اين که به روز ميکنيد - مخلصيم و التماس دعا

سين.ميم

به نام خدا با سلام وبلاگ زيبايي داريد با مطالب جالب در پناه حق محفوظ باشيد یاحق

سید محمد انجوی نژاد

سلام . خسته نباشید . تنوع جالبی بود . البته مطالب قبلی مفید تره . کامنتاتونم چک می کنین ؟ این قبلی چیه !!!!؟ چاکریم