به نام خدا

تحجر ، تجدد و دین

مقدمه

همانطور که می دانید پیشرفت به ترقی و دانش قوام گیرد و به دانش می توان از عقل بهره گرفت . رستگاری به عقل است و عقل به دانش . دانستن به طلب حاصل آید و اندیشه . طلب عقل باشد . پس اندیشه نشانه عقل است . و اما جهل و بی خردی راه را بر اندیشه می بندد و پدیده ی شوم و تلخ تحجر را به بار می آورد که انسان را از کمال بازداشته عقب نگه می دارد. تحجر نفوذ ناپذیری ذهن در برابر هرگونه باور منطبق بر معیارهای عقلانی و منطقی است . وقتی که انسان فقط بر باورهای خویش تعصب ورزد و راه را بر ورود اندیشه های مخالف ببندد و حاضر به پذیرش هیچ گزینه ی معقول مخالفی نباشد ، ذهنی همچون سنگ ، سخت و نفوذ ناپذیر پیدا کرده و به مرض تحجر مبتلا شده است. ما در این مبحث به باز کردن مطلب تحجر می پردازیم و تحجری که غرب بر ما وارد می کند (تجدد) را بررسی کرده و ریشه یابی می نماییم . تمام مطالب این بحث گرفت شده از فصلنامه کتاب نقد به سردبيری و مدير مسئولی استاد رحيم پور ازغدی  شماره 26 و 27 (مقاله‌های آقايان : علی ذو علم و دکتر محمد جواد رودگر)می باشد لذا از ذکر منابع غیر ضروری اجتناب شده است .

تحجر و اقسام آن

شناخت مفهوم واژه ها یا واژه شناسی و تصور درست از آن ، نقش بسزائی در شناخت مظاهر و کارکردهای آن داشته و از مغالطه سازی جلوگیری می نماید.

تحجر به معنای ایستایی ، تحول ناپذیری ، جمود و بر نتابیدن فرهنگ و ارزش های حق و متعالی است .

این جمود و تحول ناپذیری که هم در ساحت بینش و دانش(تحجر) و هم در حوزه ی گرایش و رفتار ( جمود) بروز و ظهور دارد و عقل و دل و ابزارهای معرفت یاب و منابع شناخت زا را نیز شامل می گردد ، با بررسی واژگان در قرآن نیز بدست می آید:  پس سخت دل شدید که دلهایتان چون سنگ یا سخت تر از آن شد(بقره / 74)

پس تحجر عقلی ، قلبی و تحجر در موضع عملی و رفتاری ، علت عدم پذیرش حق و گرایش به کمال و سعادت واقعی می گردد. لذاست که تحجر گرائی مانع جدی در شکوفائی اندیشه دینی و ایجاد تعامل مثبت نظری و عملی با (( حقیقت)) و (( معرفت)) ، حکمت و حکومت ، مدیریت و سیایت و حتی تقدیر و معیشت است و متحجران از اسلام جز آموزه های بسته ، رسوب شده و نفوذ ناپذیر در برخورد با اقتضائات زمان و مکان ندارند و هرگز برای نقد و اندیشه و عمل خویشتن ، بازشناسی و بازنگری فکر و فعل به اصطلاح اسلامی خود نیستند و همواره راکد و تحول ناپذیرند.

حال آنکه حتی در (( تجدد گرائی افراطی )) نوعی تحجر گرائی و جمود زدگی است . چرا که ممکن است کسانی در نو گرائی و تجددخواهی خویش ، هیچ نگاه چالش برانگیزی را به عقائد خود نپذيرد و در نوخواهی خود ، تحجر پیشه کنند .

شهید مطهری این دو پدیده شوم و ویرانگر را با ریشه های پیدایش و گسترش آن ها یعنی ((جمود)) و ((جهل)) تفسیر نموده می فرماید: ((( جامد از هرچه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمی گیرد و جاهل هر پدیده نو ظهوری را به مقتضیات زمان ، به نام تجدد و ترقی موجه می شمارد.)))  

پس هم متحجر و هم متجدد با رویکردهای افراطی و تفریطی از خط اعتدال خارج و گرفتار بیماری خطرناک توقف ، سقوط و انحراف هستند و در تفسیر و برقراری ارتباط های چهارگانه (( خود با خدا )) (( خود با خود)) (( خود با جهان)) و (( خود با جامعه)) عاجز و آسیب پذیرند.

(( متحجر )) دگم اندیش و جمود باور است و حاضر نیست به اندیشه ها و ایده های غیر از خود جز من کمترین توجهی داشته باشد و ((متجدد)) با قرار گرفتن در چرخش زمان زدگی و پیشرفت و تکنولوژی و صنعت ، از اصول و ارزشهای انسانی و اعتقادی گریزان و خود به نوعی با بیماری (( تحجر )) مواجه است و در عملیات فردی و اجتماعی ، به نوعی در چالش همیشگی با نقطه نظرات و سرمایه  های فکری اجتماعی دیگران است.

ادامه دارد

/ 1 نظر / 12 بازدید
بي نام

استاد انديشمند وفرزانه بابا دست مريزاد خيلي باحاليد رفتيد تو نخ روشنفكري دسستتون درد نكنه