فلسفه تقليد ـ قسمت دوم و پايانی

پرسش:تقليد به معناى رجوع جاهل به عالم است. علت اين‏كه مجتهدان تقليد را بر مردم واجب كرده‏اند، اين است كه مردم را جاهل و بى‏سواد مى‏دانند. همين نكته باعث مى‏شود قشر تحصيل كرده هرگز سراغ تقليد نرود.

پاسخ: اولاً: اين‏كه تقليد، رجوع جاهل به عالم است، هيچ بار منفى براى مقلد ندارد؛ زيرا جاهل در اين‏جا به معناى جاهل نسبى است، يعنى كسى كه در مسائل شرعى، مجتهد و كارشناس نيست، گرچه خودش در مسائل ديگرى متخصص و كارشناس باشد، و يا حتّى در مسائل فقهى از آگاهى نسبى خوبى برخوردار باشد.

خودِ مجتهدين نيز در مسائل ديگر به متخصص رجوع مى‏كنند و اين را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره مى‏دانند. نمونه بارز آن حضرت امام خمينى؛ بود كه پزشك معالج ايشان گفت: تا به حال كسى را نديده‏ام كه اين قدر در درمان، مطيع پزشك باشد.

مردم به طورى عادى، در زندگى روزمره خود، هر جا به كارى نياز پيدا كنند كه تخصص كافى را در آن ندارند، به متخصص و خبره آن كار رجوع مى‏كنند. پزشك براى تعمير ماشين خود به مهندس و مكانيك رجوع مى‏كند و مهندس براى درمان به پزشك و هيچ يك از آن‏ها، جهل خود در آن زمينه را اهانت به خود حساب نمى‏كنند؛ زيرا رجوع به خبره يعنى دنبال علم و تخصصِ متخصصان رفتن. در جهان امروز، تحقيق در همه علوم براى يك نفر كارى است غير ممكن و غير ضرور. امروز اكثر قريب به اتّفاق روحانيون در مسائل شرعى تقليد مى‏كنند؛ زيرا يا هنوز مقدمات اجتهاد را تحصيل نكرده‏اند، و يا نيازى به آن احساس نمى‏كنند، و وقت خود را در تخصص‏هاى ديگر علوم دينى صرف كرده‏اند.

ثانياً: اين‏كه گفته شد: «مجتهدان تقليد را بر مردم واجب كرده‏اند»، از دو جهت باطل است:

1- لزوم تقليد از مسائلى نيست كه فتواى مجتهد در آن، براى مقلد سودمند باشد، زيرا لزوم تقليد مسأله‏اى است عقلى كه هر عاقلى آن را درمى‏يابد. پس اصل لزوم تقليد، تقليدى نيست. آرى، فروعات تقليد، مانند بقاى بر تقليد ميت و امثال آن، از مسائل تقليدى است. مكلف پس از آن كه خودش در مساله لزوم يا جواز تقليد به نتيجه رسيد و از مجتهدى تقليد كرد، فتاواى او براى مكلف اعتبار پيدا مى‏كند.

۲ـ آيات و روايات به لزوم تقليد دستور داده‏اند مانند آيه (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) اگر مى‏دانيد از آگاهان بپرسيد، و سخن امام صادق‏عليه‏السلام: «و امّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه»؛ هر كس از فقهاى امّت ماكه نفس خود را مواظبت كند و از دينش پاسدارى نمايد، با هواى نفس مخالفت و فرمان مولاى خود را اطاعت كند؛ سزاوار است كه غير فقها از او تقليد كنند.

به نظر مى‏رسد، تبليغ اين فكر كه علماى دين مردم را جاهل و عوام به حساب مى‏آورند و امثال آن، از تبليغات سوء كسانى است كه مى‏خواهند ميان مردم و علماى دين فاصله ايجاد كنند.

پرسش: تقليد، پذيرفتن بدون دليل است، و عقل انسان چيزى را بدون دليل نمى‏پذيرد.

پاسخ: عقل انسان هرگز چيزى را بدون دليل نمى‏پذيرد، امّا تقليدى كه مسلمان‏ها از آن بحث مى‏كنند، پذيرش بدون دليل نيست. مثلاً مجتهد به مسأله وجوب خمس فتوا مى‏دهد، و دليل او آيه مباركه 41 سوره انفال و رواياتى است كه در اين زمينه وارد شده است. مقلد نيز هرگز اين فتوا را بدون دليل نمى‏پذيرد؛ دليل او براى پذيرش فتواى مجتهد، اين است كه مى‏داند خداوندِ حكيم تكاليفى را براى انسان معيّن كرده است، يعنى بعضى كارها را بر او واجب يا حرام كرده است، و احتمال مى‏دهد كه يكى از اين واجبات، وجوب خمس باشد. همين مقدار از علم او به احكام، او را مسئول مى‏كند. لذا بايد آن احكام را بشناسد و ببيند آيا خمس واجب است يا نه و دارای چه شرايطى است، امّا فهم اين احكام از قرآن و سنّت و عقل و اجماع، نيازمند مقدمات فراوان و آشنايى با علوم بسيارى است. پس او كه در اين علوم متخصص نيست، بايد از راه ديگرى اين احكام را بشناسد و آن راه، رجوع به متخصصان اين علوم است، كه اين مسأله در بحث فلسفه تقليد، به طور مفصل توضيح داده شد. در واقع، دليل مقلد براى پذيرش فتواى مجتهد همان دليل او بر لزوم تقليد است. پس او با دليل، به فتواى مجتهد عمل مى‏كند، نه بدون دليل.

به عبارت ديگر، عقل حكم به لزوم تقليد مى‏كند. پس تقليد مبتنى بر عقل است. تقليدى كه قرآن به بت پرستان نسبت داده است، تقليد بدون دليل و صرفاً از روى عادت است. اسلام، تقليد يهوديان از علمايشان را نكوهش كرده است (آيه 31 سوره توبه و آيه 78 سوره بقره) امام صادق‏عليه‏السلام درباره علت اين نكوهش، فرمود: «يهوديان مى‏دانستند كه علمايشان احكام خدا را به دليل مصالح شخصى خود تغيير مى‏دهند و باز از آن‏ها تقليد مى‏كردند. اگر مردم ما نيز چنين كنند، مانند آن‏ها نكوهش مى‏شوند. هر فقيهى از امّت ما كه نفس خود را مواظبت كند و از دينش پاسدارى نمايد، با هواى نفس مخالفت و فرمان مولاى خود را اطاعت كند؛ سزاوار است كه مردم از او تقليد كنند»

/ 3 نظر / 6 بازدید
سید محمد انجوی

سلام . حالا شد . خیلی قشنگ و عالیه . خسته نباشید . در ضمن استفاده کردیم .

043

سلام ۶۲ جون جون. آره کارم شد. ای ول. ميگم هر وقت کارم گير کرد سريع دو تا بنر و لوگو واست ميزنم حتما کارم راه می افته. مطلب رو هم خوندم. در ضمن ميشه مثلا من يه سئوال کنم و شما اينجا جواب بديد؟

ابوالفضل

با عرض سلام و احترام: از اينکه با بنده نوازی خود فرصت بهرمندی از هنر نمايی قلمتان را نصيبم نموديد ، بی نهايت سپاسگذارم.