اختیاراتی که درقانون اساسی برای ولی فقیه برشمرده شده مستلزم تخصصهای متعدد است ولی به صورت طبیعی بودن این تخصصها در یک نفر مشکل است.پس چگونه ولی فقیه بر تمام امور کشور حاکم باشد؟ 

اگر در قانون اساسی امور متعددی را به عنوان اختیارات ولی فقیه مطرح کرده اند مقصود قانون گذاران این نبوده است که ولی فقیه در تمام ان امور تخصص داشته  باشد و شخصا نظر دهد زیرا تردیدی نیست غیر از کسانیکه به علم غیب مرتبطند هیچ کس نمی تواند ادعا کند در تمام امور صاحب نظر است. 

 

مشاوره با متخصصان

در هر جامعه ای متخصصان متعددی هستند که هر گروه در رشته ای خاص صاحب نظرند . ولی فقیه نیز باید مشاورانی از متخصصان متعدد داشته با شد تا انها در مسایل مختلف اظهار نظر کنند ونظر مشورتی خود را به ایشان منتقل کنند .در نهایت ولی فقیه با توجه به مشورتهایی که انجام می دهد تصمیم می گیرد وسخن نهایی اعلام می کند .

قران کريم می فرماید)) : وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله : در کارها با مومنان مشورت کن .اما هنگامی که تصمیم گرفتی {قاطع باش و}برخداتوکل کن.)) این ایه خطاب به رسول الله (ص) است.بر اساس بینش دینی ما ان حضرت معصوم وعالم به علم الهی (لدنی) بودند ولی مامور بودند.با مردم و اگاهان در مسایل مشورت نمایید .شاید حکمت این فرمان این بود که مردم را در این کارها دخالت دهند تا انان با دلگرمی و اطمینان بیشتری با ان حضرت همکاری کنند . درعین حال در ایه تصریح شده که عزم وتصمیم نهایی با پیامبر است . وقتی پیامبر عظیم الشان باید  مشورت کند حاکم غیر معصوم که دسترسی به علم غیب ندارد سزاوارتر به مشورت است ولی تصیم نهایی با اوست . ممکن است مشاوران  رهبر در یک نظام رسمی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام  قرار داشته باشند و ممکن است مشاوران غیر رسمی باشند.

در تمام کشورهای دنیا _به رغم وجود اختلاف درنوع حکومت_ رهبران و روسای کشورها در زمینه های نظامی فرهنگی  اجتماعی سیاسی و .... مشاور یا مشاورانی دارند که در امور مختلف از نظرات انها استفاده می کنند. در این باره حاکم اسلامی نیز مانند دیگر رهبران و حاکمان عمل می کند.

/ 2 نظر / 12 بازدید
سيد علي علوي

سلام - خسته نباشيد ميبينم که زدين تو خط ولايت فقيه - التماس دعا

مهراوه من

سلام...حکومت و معيارهای اسلامی...انتخابات...شوراها...ياران وصال...يا حق