سلام

اين روزا چند تا مناسبت هست كه خوبه به همشون اشاره‌اي داشته باشيم .

  • شهادت امام محمد باقر (عليه‌السلام)
  • شهادت مظلومانه فاطمه دختر تازه مسلمان شده كه هنگام اذان صبح روز جمعه (ديروز) به دست فرقه‌ي ضاله بهائيت صورت گرفت . واقعا دردناكه . ما اين مصيبتها رو به امام زمان(عليه‌السلام) تسليت ميگيم . با اين لينك بيشتر فاطمه را بشناسيد و وصيت نامه‌اش رو بخونيد : فاطمه جان شهادتت مبارك
  • سومين مناسبت : آزادي اسراي عرب از چنگ رژيم پليد صهيونيست و بازگرداندن پيكر شهداي لبناني كه به امام زمان و همه مسلمين جهان تهنيت ميگيم .
  • مناسبت‌ چهارم : شب و روز عرفه . روز يكشنبه روز عرفه است . كه در اين شب مناجاتا مقبول و دعاها مستجابه . روايت هست كه اگه كسي شب قدر آمرزيده نشده باشه تو اين شب و روز بخشيده ميشه . اعمال شب عرفه كه دعاي شب عرفه است كه بسيار پر محتوا و بزرگه ايشالله خدا توفيق بده همه به جا بيارن . روز عرفه هم كه روزه‌اش خيلي فضيلت داره البته براي كسي كه جهت دعاي عرفه ( امام حسين ع در صحراي عرفات خوندن و بعد از ظهر روز عرفه خونده ميشه) ضعف پيدا نكنه . در گفتن اهميت و فضيلت روز عرفه به يه روايت بسنده مي‌كنيم ايشالله عزيزان جهت اطلاعات بيشتر به مفاتيح‌الجنان مراجعه كنن .

روايت شده كه امام زين العابدين (عليه‌السلام) در روز عرفه صداي سائلي كه از مردم كمك مي‌خواست را شنيد. فرمود : واي برتو آيا در اين روز از غير خدا سوال مي‌كني و حال آنكه در اين روز فضل خدا شامل بچه‌هاي در شكم مي‌شود و سعيد مي‌شوند .

  • مناسبت بعد هم دوشنبه عيد سعيد قربان که پيشاپيش تبريک ميگيم.

حالا مطلب اصلی

و ضمنا يکشنبه سالروز شهادت غريبانه مردی است که در متن بيشتر بهش اشاره ميشه.

در کوچه‌های غربت ، تپشهای دلی می‌گويد : يا حسين ميا کوفه 

اين شهر را چه شده كه اينگونه هراسزده است؟ خانه‌هايش به لرزه در آمده و ديوارهايش وحشتزده به رعشه افتاده ؟ كجاست بزرگواري گمگشته كوفه ؟ كجاست هيبت پيشينيش ؟ آيا از ياد برده كه اينجا روزي پايتخت بوده است؟

مرد غريب اينگونه از خويش مي‌پرسيد . همو كه تا پيش از آنكه شب خيمه سياهش را بر سر شهر بگستراند هزاران تن در اطرافش بودند.

اينك اما ، هراسان و پريشان در كوچه‌هاي شهر به دنبال راهي است و هيچ كس را ندارد كه به سوئي راهنمائيش كند ...

چگونه سپاهي كه در حدود 20 هزار جنگجو بودند يك باره بزدلاني گرديدند ، همگي مانند موش به سواخ خزيدند و در زمين لانه گزيدند ؟

انديشيد كه با صداي بلند اواز دهد : يا منصورُ اَمِت (اي پيروزمند برخروش) شعار انقلاب … يادگار بدر … شايد ديگر بار به گردش جمع آيند … شايد ديگر بار به ديوار كاخ ستم هجوم آورند. اما آنان كه در روشنان روز او را رها كردند ، چگونه در تيرگي بسويش بازگردند؟ آنان كه در نور روشن خورشيد از او گريختند آيا در تاريكي شب براي هواداري از او باز مي‌گردند؟

مسلم بن عقيل ، در كوچه‌هاي شهر، از فرط خستگي ، آرام گام برمي‌داشت .

او سفير حسين به كوفه است …

 خستگي توان سفير را در ربود . همچون فرمانده شكست خورده‌اي بود كه به سختي توان حركت داشته‌باشد... مزه تلخ در هم شكستن را رو در روي سپاهي خيالي حس مي‌كرد.

مرد غريب ، در نزديكي دري كهنه قديمي نشست . به سان كسي كه تازه بيابانها رو در نورديده و از فلاتها گذشته باشد ، بيقرار نفس نفس ميزد .

((طوعه)) پيرزني كه بازگشت پسرش را انتظار مي‌كشيد ، در را گشود . پسرش رفته بود تا مرد غريب را به اميد گرفتن پاداش ، بيابد .

ـ آيا جرعه‌اي آب به من ميدهي ؟

و زن شتابان رفت و با ظرف آب بازگشت .

(( مسلم‌ )) ظرف آب را سر كشيد و باقيمانده آن را بر روي سينه خويش پاشيد. مي‌خواست ، حرارت گرماي بيابان را كه در اندرونش ريشه دوانيده بود فرونشاند.

پيرزن كه از نشستن «او» بر در خانه‌اش نا خوش داشت ، گفت :

ـ اي بنده خدا ! مگر آب ننوشيدي؟ برخيز و نزد خانواده‌ات برگرد…

با سكوت پاسخش داد . سكوتي نا مفهوم … زيرا نمي‌خواست كسي از كارش سر در اورد.

- خدا به سلامتت دارد ، برخيز نشستنت بر در خانه من خوشايند نيست .

- چه كنم ؟ راهها تاريك است و من راهنمايي ندارم .

- زن هراسزده پرسيد :

- تو كيستی ؟ ...

-  من  مسلمم ، پور عقيلم

- زن ناگهان فرياد برآورد :

- تو مسلمي ؟ پس زود برخيز …

- به  كجادر آيم ؟ 

- به خانه من ...

شبگردان ، هراسزده و خيانتكار را زير پا مي‌نهند ... به دنبال مردي‌اند كه از مكه و مدينه آمده و نامش «مسلم» است. مسلمان واقعي …

- چرا در پي اويند ؟

-زيرا او اشياء قاچاق با خود به همراه دارد … اشياء خطرناك … به همراه او شمشير علوي و قلب حسيني است … او مي‌خواهد انقلاب را نجات بخشد … 

- دراين شب هنگام ؟ اينك كه مردم خفته‌اند؟!

ديدگان لبريز از خون ، شهر را زير نظر دارند … و مسلم در خانه طوعه است . مردي كه تمتم راهها بدو ختم ميشود و زمين با همه‌ي فراخيش بر وي تنگ گرديده و پناهگاهي ندارد جز شمشير آهيخته‌اي كه در دستش بيقرار است .

و طوعه آن پيرزن ، به آن شير زخم خورده‌ي بني هاشم كه اينك قبضه‌ي شمشير خود در مشت مي‌فشرد ، مي‌نگرد ...

سپيده دم و گاه فرجام فرا رسيد .

- آنان جمعيتي زيادند ... صد و افزونتر …

- اي كنيز خدا … تو غم مدار كه اينك لحظه‌ي ديدار فرارسيده . عمويم اميرالمؤمنين را در خواب ديدم ، به من فرمود : تو فردا در كنار من خواهي بود …

«گرگها» منزل طوعه را محاصره كردند و برق شمشير علوي چونان آذرخش آسماني درخشيد … و تند فرياد مسلم به همراهش خروشيد : 

 - سوگند ياد كردم جز آزادانه نميرم

  - من مرگ را شادان در آغوش ميگيرم

و پور اشعث براي كمك فرياد مي‌زند :

- جنگجويان … جنگجويان .

و كاخ «الاماره» در خشم مي‌شود :

- واي بر تو او مردي تنهاست …

- پنداشتي مرا به نبرد سبزي فروشي از سبزي فروشان كوفه فرستادي ! … او شمشيري برنده از شمشيرهاي محمد(ص) است.

و شمشيرها درمانده‌تر از آنند كه شمشير او را درهم شكنند … و «مرد» هنوز مي‌رزمد … نبردي با رشادتي افسانه‌اي .

زخمهاي كاري … تشنگي … خستگي … ديدگانش تار مي‌بيند … و نيزه‌هاي حيله گري پي در پي فر آمدند …

شمشيرهاي زهر آگين در پيكرش فرورفتند … و كوه فروريخت …

 

آن اراده‌ي پولادين نتوانست آن «تن» را از فروافتادن نگاه دارد .

مشتش سست شد … و آنگاه كه شمشير از دستش فرو افتاد ، گريست …

و آناني كه در كنارش بودند در شگفت ماندن ، راز گريه را ندانستند …

شايد با آخرين اشكش گفت : يا حسين ميا كوفه .

آري او را كشتند و پيكرش را از دارالاماره به پايين انداختند .

خدا كوفيان و كفي صفتان را لعنت كند.

(تلخيص از کتاب :بزمگاه خون ـ سيد ابوالحسن عمرانی) 

 

/ 8 نظر / 11 بازدید
پیمان

خيلی ممنون که به من سر زدی. من اسم وبلاگت را تو دوستان نوشتم.

foad shams

سلام ممنون از اينکه نظر داديداما در مورد مطالب من در مورد دين نظر بدهيدچون شما وارد تريد

امید

وبلاگ به اين خوبی چرا تبليغ نمی کنين . توی وبلاگ هايی که بحث می کنن بريد . وبلاگ داشتن نصف مطلب هست و بلاگ خواندن نصف ديگر . فکر می کنم شما فقط مطلی می زنيد و توی آف ها می زنيد به روز شد . نه بايد وقت بزاريد و تبليغ کنيد . تئی نظر های ديگرا ن شرکت کنيد باهاشون بحث کنيد . ايشالا وبلاگ به اين خوبی خاک نخوره . يا علی...

زهير

سلام.خبر جنايت بهائيت رو با آدرس زير در شبکه مهديس قرار دادم:http://mehdis.com/tablu/modules.php?name=News&file=article&sid=13568در ضمن برای شب هفت اين شهيده عزيز اگر مطلبی داريد بديد تا بتونيم يه تبليغات حسابی بکنيم.در ضمن به جنت الشهدا هم بياييد و دمی رو ميهمان شهدا باشيد.يا علی.

heidar

سلام برادر بزرگوار : بلاگ پرمحتوايی داريد ... خيلی باحاله ... ممنون که سرزديد .... باز تشريف بياريد .. ياعلی

darya

سلام. شهادت شيوه رندان بلا جوست.

alex

سلام لطفا همه بخوانند .......من يه دوست تازه مسلمونه انگليسي دارم که بد جوري توسط دوستاي سونيش اخفال شده من دنبال يه شيعه ي توپ ميگردم که انگليسسش ام عالي باشه اقاي صاحب اين وبلاگ يا هر کسي دوست داره تو ثوابش سهيم باشه به من واو کمک کنه يا کسي را براي کمک معرفي کنه ممنون ممنون ممنون....شما نميدونيد اين سوني هاي لعنتي چه سايتاي وحشتناکي البته پر از دروغ برضد شيعه ساختن آه..... همه ام به انگليسي ولي متاسفانه اکثر سايتاي توپ شيعه فقط به زبان فارسي يا اگر هم انگليسي داشته باشه اون مطالب قشنگ که در فارسي هست در اون نيست بيچاره تازه مسلمونا......با آدي ياهوم تماس بگيريد سنويي۳۰۲۰۰۲