اخرين پيامبر اسمانی

قران تنها کتاب مورد اعتماد

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دهها هزار پیامبر الهی در مقاطع مختلف تاریخ ودر نقاط گوناگون زمین مبعوث شدند و نقش ممتاز خود را در هدایت وتربیت انسانها ایفا کردند .

در میان ایشان حضرت نوح و حضرت ابراهیم و حضرت موسی وحضرت عیسی از طرف خدای متعال کتابهایی مشتمل بر احکام و مقررات فردی و اجتماعی متناسب با شرایط زمان در دسترس بشر قرار دادند .ولی این کتابها یا به مرور زمان از بین رفتند و یا دستخوش تحرفهای لفظی و معنوی  قرار گرفتند  ودر نتیجه آیینها و شریعتهای آسمانی بصورت مسخ شده ای در امدند .

مثلا  تورات خدای متعال (العیاذبالله) را بصورت انسانی ترسیم  می کند که نسبت به بسیاری از امور  اگاهی ندارد و بارها از کارهای خودش پشیمان می شود . و با یکی از بندگانش (حضرت یعقوب ) کشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می کند که از او دست بر دارد تا مردم خدایشان را در چنین حالی نبینند. علاوه بر این نسبتهای ناروایی بر پیامبران الهی می دهد  چنانکه نسبت زنای محصنه به حضرت داود و نسبت شرب خمر وزنای با دخترانش به حضرت لوط می دهد.

علاوه بر همه اینها در تورات جریان مرگ حضرت موسی یعنی اورنده کتاب را نیز شرح می دهد که چگونه ودر کجا از دنیا رفت .ایا تنها همین نکته اخر کافی نیست  که ما بفهمیم این کتاب از طرف حضرت موسی نیست؟

واما وضع انجیل از تورات هم رسواتر است زیرا اولا چیزی به نام کتابی که بر حضرت عیسی نازل شده در دست نیست و خود مسیحیان نیز چنین ادعایی ندارند بلکه محتوای ان گزارشاتی است منسوب به چند تن از پیروان ان حضرت .

ثانیا محتوای ان با وحی سازگاری ندارد  مثلا شراب که به اعتراف خود اروپاییها مضر است در انجیل نه تنها جایز است بلکه ساختن انرا به عنوان معجزه حضرت عیسی قلمداد می کند.و همچنین حضرت عیسی را به عنوان پسر خدا معرفی می کند.

باری در حالی که وحیهای نازل شده بر این دو پیامبر بزرگوار تحریف شده بود و نتوانست دیگر نقش خود را در هدایت مردم ایفا کند و سرار جهان را تیرگیهای جهل و ظلم فرا گرفته بود و مشعلهای هدایت الهی در همه سرزمینها به خاموشی گراییده بود در ششمین سده بعد از میلاد مسیح (ع) خدای متعال اخرین و بر ترین پیامبر خود را در تاریکترین ومنحط ترین جوامع ان روز بر انگیخت تا مشعل پر فروغ وحی را برای همیشه فرا راه همه انسانها بر افروزد .و کتاب الهی جاویدان و مصون از تحریف و نسخ را در دسترس بشر قرار دهد و معارف حقیقی وحکمتهای اسمانی و احکام و قوانین الهی را به مردم بیاموزد و همه انسانها را به سوی سعادت دنیا و اخرت رهبری کند.  

/ 19 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه نسل سومی

سلام - خيلی باحال بود - دست مريزاد - مخلصيم

رهگذر

فرض کنیم که آقای X ادعا دارد که آیه‌ای مانند قرآن آورده است. از چه راهی می‌توانیم بفهمیم که آیه‌ای مانند قرآن است یا نه؟ مثال؟‌‌ الج (بخوانید الف لام جیم) آیا این آیه مثل قرآن است؟ معیار دقیق و عملی تعیین آن چیست؟

ن

وبلاگ خيلی خوبيه

هيات بلاگ

مراسم جشن تقدیر از وبلاگ نویسان مهدوی شنبه 18/6/85 – فرهنگسرای دانشجو ثبت نام در هیات بلاگ : www.heyatblog.ir

مريم

یا رب الجمیل آفتابی که طلوع کردن او دیدنی است معتکف بر سر کویش سحری باید بود دیدن طلعت دلدار بصیرت خواهد عاشقان صاحب چشم دگری باید بود سلام .خدا قوت .در این روزها و شبهای عزیز برای سلامتی و فرج آقا دعا کنید .ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید .یا زینب.

پسر خورشيد

درود خواستم بيايم و پاسخ جمله اي را كه فرموديد(شمايه سوره نه يك آيه مثل ان را بياوريد ) عرض كنم ، اما ترجيح دادم در وبلاگ خود مقاله اي را درباب اين موضوع به طور مختصر درج نمايم. وقت نموديد آنرا بخوانيد و اگر مايل بوديد پاسخم را بدهيد. به اميد روزي كه حقيقت بر همگان آشكار گردد بدرود

طلبه

سلام.چیزی که موجب معجزه بودن ایه های قران است اول معنای انها می باشد و بعد فصاحت و بلاغت انها می باشد که شعرای اعراب زمان جاهلیت که خیلی ادعای فصاحتشون می شد نتوانستند مانند ان را بیاورند .

رهگذر

بسیاری از آیه‌ها قر‌آن به تنهایی معنای چندان عمیقی ندارند و یا حتی فصاحت خاصی هم ندارند. مثال: «عن النبإ العظيم»، «و جعلنا الليل لباسا»، «وَالضُّحَى» یا «فِی جَنَّةٍ عَالِیَةٍ» . خیلی وقتها این آیه‌ها تکمیل کننده یا ادامه جمله‌ای بوده‌اند که در آیه قبلی شروع شده است. اگر ملاک فقط صرف تک آیه ‌آوردن است، خیلی ساده می‌شود از این نوع آیه‌ها آورد و با به این ترتیب به نظر من اینکه بگویید هیچ کسی نمی‌تواند «آیه‌ای» مانند قرآن بیاورد،‌ بی‌معنا است. مثلا قبول دارید که بنده توانسته‌ام با گفتن «الج» آیه‌ای مانند قرآن بیاورم؟ چطور می‌توانید آنرا با «الم» قرآن مقایسه کنید و بگویید که این یکی از آن یکی با معنی‌تر یا فصیح‌تر است؟

طلبه

سلام. لطفا شما اول فصاحت را تعريف کنيد و بعد بگوييد به چه دليل اين ها فصاحت ندارند و معنای اين ها فقط همين معنای تحت الفظی نيست و می توانيد به تفاسير مراجعه کنيد و همين الف نيز همين طور است .

بی‌نام

شما یک آیه خواستید و من آوردم :«الج». شما ادعا می‌کنید که مثل قر‌آن نیست؟ بفرمایید این گوی و این میدان. به شکل مستدل و منطقی نشان دهید که این «آیه» مانند قر‌آن نیست. بحث فصاحت را هم شما خودتان مطرح کردید نه بنده، و تعریف آن و نشان دادن این که آیه بنده مانند آیه قرآن فصیح نیست هم با شماست. شما می‌گویید که «عن النبإ العظيم» فصیح است و معنای عمیق دارد؟ قبول. من هم می‌گویم که «من النبإ العظيم» هم به همان اندازه فصیح است و معنای عمیق دارد. از کجا می‌گویید که دومی مانند قرآن نیست؟ در ضمن،‌ قرارمان (و در واقع ادعای شما) این بود که حتی «یک آیه» مانند قرآن نمی‌توان آورد. پس لطفا همین یک آیه‌ها را به شکل مستقل و بدون اینکه مرا به تفسیر کل سوره حواله دهید، بررسی کنید.