.::  

بسم رب الحسين

سوال و نظرات ديگران در مورد اين مطلب در تالار گفتمان سايت



پاسخ سوال مهدی خ

امام‌‌‌‌حسين (ع) كه بود؟ که جوابش هفتاد من وبلاگ می‌شود .
اما چرا کشته شد؟ چون بنا بر احساس وظيفه قيام کرد.
حال چرا قيام کرد؟ این قيام فلسفه‌های گوناگونی دارد که ما در اين پاسخ اجمالی به يکی از آنها اشاره می‌کنيم :

با ظهور اسلام به صورت قدرتي در مدينه ، وحشت و اضطراب بر سران شرك ونفاق مسلط گشت و به دنبال آن جنگهاي بدر ، احزاب ، حنين و ... اتفاق افتاد ، اما سرانجام اسلام علي رغم درخواست آنان ، از ميان طوفان حوادث راه خويش را به تاريخ گشود و در جهان رنگ جاوداني يافت ، ولي با اين پيرزوي ، دشمنيها و خصومتهاي ديرينه بعضي از سران شرك با اسلام پايان نيافت ، و از آنجا كه خود را از رويارويي با اسلام عاجز يافتند ، به ناچار در صف مسلمين سلامت درآمده و با تظاهر به اسلام ، به مخالفت با آن برخاستند و از اين رو قرآن كريم در سوره « مائده » به آنان هشدار داده و ميفرمايد (( اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم واخشون)) امروز كافران از (نابودي) دينتان نوميد گشته‌اند ، پس از ناحيه آنان بيمي به خود راه ندهيد ، بلكه از (مخالفت) با من بيمناك باشيد. با توجه به اين كه آيه ياد شده در حجه‌الوداع و پس از پيروزي اسلام و شكست شرك در جزيره العرب ، نازل گرديده است مفسران چنين اظهار نظر نموده‌اند كه قرآن در اين آيه شريفه ، جامعه اسلامي را از هرگونه تهديد خارجي اطمينان بخشيده و توجه جامعه را به خطري كه از جانب اينگونه مسلمان نمايان از داخل در كمين آنها است ، معطوف ميدارد.
اسلام در خطر انحراف
يكي از مشكلاتي كه شرايع آسماني در عصر خويش دچار آن بوده‌اند ، خطر انحراف و تحريف شريعت توسط كساني بوده است كه پس از پيامبران داعيه مسئوليت دين و رهبري جامعه را داشته‌اند ، چنانچه امروز بقاياي آن شرايع تحريف شده را در گوشه و كنار جهان مشاهده مي‌نماييم . براي نمونه حضرت موسي(ع) كه عمر شريفش را در راه رهائي انسانهاي تحت ستم از سلطه فرعون و فرعونيان و مبارزه با آن قدرت طاغوتي عصر خود سپري ساخت ، امروز صهيونيسم را در فلسطين اشغالي مي‌بينيم كه با ادعاي پيروي از شريعت موسي(ع) ، به خطرناكترين قدرت طاغوتي در منطقه تبديل گرديده و به قتل عام ساكنان اصلي آن سرزمين و شكنجه و آزار آنان مي‌پردازد . اسلام نيز پس از پيامبر اكرم (ص) با چنين خطري مواجه بود ، و در رأس همه ، اين خطر از سوي امويان احساس مي‌شد و لذا امام مجتبي (ع) مي فرمايد : ‹‹ لو لم يبق لبني اميه الّا عجوزٌ درداء لبغت دين اللْه عوجا و هكذا قال الرسول(ص) ››( سفينه ـ ج 1 ـ ص 46. ) اگر از خاندان فردي جز پيرزني بي‌دندان و فرتوت باقي نماند ، دين خدا را تحريف شده و معوُج مي‌طلبد ، و اين فرموده رسولخدا (ص) است.
البته تحريف پيش آمده در ديگر شرايع آسماني با بعثت پيامبر جديد از دين زدوده و تصحيح ميشد و در نتيجه خطر انحراف اسلام در آن مورد به كلي از ميان مي‌رفت و آن جريان انحرافي باقيمانده هم پديده‌اي غير از اسلام به حساب مي‌آمد ، ولي پس از پيامبر ما كه خاتم پيامبران است ، ديگر بعثتي در كار نبود تا اين تحريف زدوده گردد ، و بنابراين اگر فرصت چنان اعوجاج و تحريفي به امويان داده مي‌شد ، اسلام براي هميشه از مسير صحيح خويش خارج جدا گرديده و تلاشها و رشادتها و شهادتهاي تمام انبياء الهي در طول تاريخ و پيروان آنان به هدر مي‌رفت و اسلام راستين محمدي به اسلام اموي تغيير شكل و محتوا مي‌داد ، و اين همان خطري بود كه فلسه قيام امام حسين (ع) را در عاشورا به وجود آورد و لذا اين خطر را به جامعه اسلامي با اين جمله كوتاه و در عين حال رسا ، هشدار داده و فرمود : « و علي الإسلام السّلام اذ قد بُليت الأُمه براع مثل يزيدبن معاويه» زماني كه اسلام به رهبري و فرمانداري فردي چون يزيدبن معاويه دچار گردد بايد با اسلام براي هميشه خداحافظي نمود ، و اين خطر را بطور مشروح در خطابه‌هائي كه در ميان مردم ايراد نمود ، به آنان گوشزد فرمود و در روز عاشورا نيز ارتش اموي را به عنوان « محرِّفي الكلم و مُطفي السنن» مورد خطاب و سرزنش قرارداد يعني كساني كه قرآن و كلمات خدا را تحريف و فروغ سنت پيامبر را خاموش مي‌نمائيد.
عاشورا الهام بخش انسانها
عاشورا يكي از جنبه‌هاي نبرد حق در برابر باطل است كه در تاريخ نظير آن بطور فراوان اتفاق افتاده است كه در تاريخ نظير آن بطور فراوان اتفاده است ولي آنچه عاشورا را در ميان همه آنها مشخص و ممتاز ساخته است ، خصوصيات و ويژگيهائي است كه تنها در عاشورا ميتوان يافت .يكي از اين ويژگيها ، ايمان عميق اصحاب امام حسين (ع) به اسلام و دلبستگي و اطاعت از رهبر و آمادگي آنها را براي مبارزه تا حد شهادت ميتوان معرفي نمود.امام از همان آغاز حركت از مدينه ، هدف و فرجام قيام خويش را به‌طور روشن با مردم در ميان گذاشته و فرمود : « من كان فينا باذلاً مُهجته مطناً علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحلٌ مصبحاً انشاء الله » هركس آماده نثار خونش در راه آرمان ما و مهياي شهادت و لقاء پروردگار است با ما حركت نمايد كه من صبحگاهان به خواست الهي كوچ خواهم نمود. در ميان راه نيز به افراد تازه پيوسته به كاروان چنين چيزي را متذكر شدند از اينرو كساني كه از چنين آمادگي برخوردار نبودند ، راه خويش را در پيش گرفتند و تنها افرادي با امام باقي ماندند كه براي هرگونه پيش‌آمدي در راه خداوند و براي اطاعت از فرمان رهبرشان حاضر بودند.
در جنگ جمل اميرمؤمنان عليه السلام از ميان لشكريان خويش در پي پيدا كردن داوطلبي يود كه قرآن را به ميان دشمن برده و آنها را به كتاب خداوند دعوت نمايد ، جواني به نام مسلم مجاشعي اعلام آمادگي نمود ، امام او را از سرانجام آن كه ، قطع دو دست و شهادت او است آگاه ساخت ، جوان گفت : « هذا قليلٌ في ذات الله » (سفينه ـ جلد 1 ـ ص653) اين پيش‌آمد در برابر ذات مقدس الهي اندك است. و سپس قرآن را گرفته و به سوي دشمن به راه افتاد. اميرمؤمنان (ع) به او نگاهي نموده و فرمود « ان الففتي ممّن حشاالله قلبه نوراً و ايماناً » به درستي كه خداوند دل اين جوان را از نور هدايت و ايمان آكنده ساخته است . در جنگهاي عصر پيامبر از چنين انسانهاي نمونه و با ايمان نيز پيدا مي‌شدند ولي عاشورا مجموعه‌اي از چنين مردان داشت و تمام ياران امام حسين(ع) از اين قبيل بودند ، چنانچه در شب عاشورا آنها كه سخن گفتند ايمان عميق و اخلاص بيمنتهاي خويش را به‌روشني نشان دادند و آنها كه ساكت ماندند در صحنه خون و ايثار آن را به ثبوت رساندند.
«مسلم بن عوسجه» نخستين كسي بود كه از اصحاب بلند شده و عرضه داشت :« خداوند چنان لحظه‌اي را پيش نياورد كه ما از شما جدا گرديم در حالي كه دشمنان از هرسو به محاصره شما پرداخت‌هاند در آن صورت چه جواب خدا را خواهيم داد من تا شكستن نيزه‌ام در سينه دشمن و تا خورد شدن شمشيرم در دفاع از شما ايستادگي خواهم كرد و سپس با سنگ بر دشمن خواهم تاخت تا آنگاه كه به فيض شهادت نائل گردم » و ديگران نيز مطالب مشابهي كه از تصميم راسخ آنان بر ادامه جنگ تا حد شهادت خبر يداد به عرضع رساندند بي جهت نبود كه امام (ع) در باره آنان فرمود « من ياراني با وفاتر و بهتر از شما نمي‌شناسم» ويژگي ديگر عاشورا اين بود كه تمام كساني كه در عاشورا شركت جسته و در زمره اصحاب امام در آمده بودند با آگاهي و درك صحيح از حساسيت زمان به نداي امام لبيك گفتند» آنها مي‌دانستند كه اگر در آن مقطع حساس و سرنوشت ساز كه امام حسين(ع) براي جلوگيري از اسلام محمدي از مسير صحيح خويش ، به پا خاسته است ، او را تنها گذاشته و ياري ندهند بزرگترين خيانت را به اسلام مرتكب گرديده و اسلام و امام را به خاطر چند روز زندگي بيشتر قرباني سياست اسلام زدائي امويان و همين احساس مسئوليت و درك آگاهي عميق است كه جمعي را در ميان اصحاب امام مي‌بينيم كه همچون امام حسين (ع) ، به همراه اعضاي خوانواده خويش به سوي كربلا به راه افتاده و در آن بزرگترين جبهه حق عليه باطل شركت جسته‌اند . « عبدالله كلبي» هنگامي كه خبر حركت امام به سوي عراق را شنيد تمايل خود را براي حركت به كربلا ، با همسرش در ميان گذاشت ، همسر عبدالله از تصميم او استقبال نموده و از او خواست كه او را هم در اين سفر همراهي نمايد و عبدالله و همسرش به طرف كربلا به رافتاده و در كنار هم به شرف عظيم شهادت نائل آمدند. « عمرو بن جناده انصاري» با پدر و مادرش به صف اصحاب امام پيوست جناده در نخستين حمله به شهادت رسيد و مادر ، عمرو را آماده ميدان نمود ، امام نگاهي به افكند و فرمود : « اين جوان پدرش شهيد شده شايد مادر تحمل شهادت او را نداشته باشد » عمرو عرض كرد « امّي امرتني » ـ مادرم به من دستور رفتن به ميدان داده است . « وهب بن حباب كلبي » به همراه پدر و مادر و همسرش در كربلا شركت كرد ، پس از شهادت پدر ، مادر وهب ، فرزند را به رفتن ميدان توصيه نموده و از او خواست كه مبادا علاقه به همسر ، او را از جهاد با دشمنان اسلام بازدارد ، و براي بار دوم كه براي مبارزه به ميدان مي‌رفت مادر به او گفت : در صورتي از تو خشنود خواهم شد كه تو را در راه دفاع از فرزند پيامبر شهيد ببينم و وچنين هم شد.
در ميان اصحاب امام نيز مرداني را مي‌يابيم كه در سن كهولت و پيري ، جهاد به فرمان امام را به صورت يك وظيفه مهم و حساس اسلامي احساس نموده و نام خويش را در شمار شهيدان كربلا به ثبت رسانده‌اند كه « حبيب بن مظاهر اسدي » و « جابر بن عروه غفاري » از آن جمله است جابر به اندازه‌اي پير و سالخورده است كه ابروانش فرو افتاده و جلو ديدش را گرفته بود و لذا دستمالي به پيشاني خويش بسته و در صف دشمنان تاخت ، و در ميان شهداي كربلا ، جوانان كم سن وسالي را مي‌يابيم كه تا سن 10 سال در تاريخ از آنها ياد شده است . و بدين ترتيب مي‌بينيم كه عاشورا مجموعه‌اي است از انسانهاي اسوه كه با ايمان عميق و آگاهي كامل از شرايط حساس زمان در آن حق عليه باطل شركت جسته‌اند ، مجموعه‌اي كه هر كس در هر شرائط سني و موقعيت اجتماعي از زن و مرد هر جامعه‌اي كه باشد مي‌تواند الگوي خويش را از ميان آنها وپيدا نموده و از او الهام گيرد و اين چنين است كه عاشورا براي همه كساني كه نسبت به اسلام و رهبر واقعي عصر خويش احساس مسئوليتي داشته‌اند ، پيوسته الهام بخش و الگو بوده است وحتي پيامبران پيشين در جريان مسئله عاشورا و جانبازي آن روز بزرگ در تاريخ بشر از طريق غيب قرار گرفته‌اند تا براي آنان نيز در انجام مسئوليت خطير رسالت اسوه و الگويي وجود داشته باشد ، و از اين رو از امام صادق (ع) در روايتي وارد شده است كه : پيامبري به نام اسماعيل را جنايت كاران زمانش گرفتند و پوست سر و صورتش را كندند و در آن هنگام فرشته‌اي از جانب خداوند بر او نازل گرديد و عرضه داشت هر دستوري داري در خدمت توأم پس گفت : من به آنچه نسبت به امام حسين(ع) انجام مي‌دهند تأسي مي‌نمايم و با توجه به همين واقعيت است كه امير مؤمنان به فرزندش امام حسين (ع) ميفرمايد : تو اسوه و مقتداي تمام خلق از گذشته بوده‌اي .
امروز كه ملت ما براي احياي اسلام و دفاع از ارزشهاي اصيل آن به پا خاسته است امام حسين(ع) و عاشورا را اسوه و الگوي خويش قرارداده و از اين رو به مجرد احساس هرگونه خطري نسبت به انقلاب اسلامي ، زن و مرد .و پيرو جوان با تمام وجود و امكانات آماده دفاع از آن مي‌شوند و به طور قطع ، ملتي كه امام حسين و عاشورا را الگوي خويش قرارداده باشد ، هرگز شكست نخواهد خورد چرا كه به‌خوبي مي‌داند جنگي كه امروز ميان اسلام محمدي كه آنها طرفدار آنند و اسلام آمريكايي ( افراد دست نشانده منطقه) در جريان است ، در حقيقت تداوم همان جنگي است كه در جمل و نهروان و صفين و نخيله و عاشورا ميان اسلام محمدي و اسلام اموي اتفاق افتاده است ، چنانچه صفين نيز از ديد مجاهدان با ايمان و آگاه امير مؤمنان (ع) تداوم همان جنگهائي بود كه ميان جبهه شرك و جبهه اسلام در عصر پيامبر (ص) پيش آمده بود و لذا هنگامي كه جواني در صفين پيش عمار ميآيد و ميگويد : من از خانه‌ام با يقين به گمراهي معاويه و همفكرانش و به حقانيت علي(ع) و اصحابش به جانب جبهه صفين حركت كردم ولي ديروز صبح ديدم كه مؤذن آنها همچون مؤذن ما« اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله(ص) » گفت مانند ما نماز به سوی قبله خواندند و همچون ما قرآن تلاوت كردند ، از اين رو اين سؤال برايم پيش آمد كه پس جنگ براي چه ؟ ديشب را تا به صبح در حالت ترديد گذراندم و امروز صبح آن را با اميرمؤمنان (ع) در ميان گذاشتم او مرا براي دريافت پاسخ به شما راهنمائي كرد ، عمار دست او را گرفت و پرچم سياهي را كه در اردوگاه معاويه در اهتراز بود به او نشان داد و گفت : « من با اين پرچم سه بار در بدر و احد و حنين در كنار رسول خدا(ص) جنگيده‌ام و اينك چهارمين بار است كه با آن مي‌جنگم و اين بار نه‌تنها اين پرچم بهتر نيست بلكه خطرناكتر و شرر بارتر است » و سپس از او پرسيد آيا تو يا پدرت در آن جنگها شركت داشته‌اي ؟ عرض كرد : خير ، عمار گفت : آن پرچم هم اكنون در همان محلي بالا رفته كه در آن جنگهاي شرك با اسلام در اهتزاز بود و در همان موضعي هستيم كه در زمان پيامبر(ص) در آن موضع قرار داشتيم به خدا سوگند اگر آنها ما را با ضرب شمشير تا دورترين نقطه از ميدان جنگ عقب برانند هرآينه باز بر اين يقين و باور خواهيم بود كه ما در مسير حق و آنها در راه باطل‌اند.
و در حديثي رسول خدا(ص ميفرمايد : چون خداوند مرا به رسالت مبعوث ساخت و به بني اميه گفتم من رسول پروردگارم ، گفتند : دروغ ميگوئي و به بني هاشم گفتم ، علي‌بن ابيطالب به من ايمان آورد و ابوطالب از من حمايت كرد سپس خداوند پرچمي را به وسيله جبرئيل فرستاد و در ميان بني هاشم نصب كرد و ابليس پرچمش را در ميان بني اميه نصب كرد پس امويان و پيروانشان پيوسته دشمن ما و شيعيان ما تا روز رستاخيز خواهند بود .
و اين همان دو پرچمي بود كه در عاشورا در دو سوي جبهه امام حسين و يزيد و سپس در طول تاريخ در تمام جبهه‌هاي حق و باطل در اهتزاز بوده و هم اكنون و براي هميشه در دو جبهه اسلام محمدي و اسلام ادعايي بر افراشته بوده و خواهد بود.
كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا
ماهنامه پاسدار اسلام شماره ۸۱ ص ۶
التماس دعا

پيام هاي ديگران ()

جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٢ :: طلاب رهپویان وصال


|میزبان|

خانه | آرشيو

پست الکترونیک | یاهومسنجر

 ::حدیث ::

 ::خبرنامه ::

با عضویت در خبرنامه از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید



عضويت لغو عضويت

Powered by WebGozar

 

|پیوندهای روزانه|

 

|پیوندها|

کد لينک به وبلاگ

 پیوند دادن ما دلیل تایید تمامی مطالب لینکهای زیر نیست.

افسانه صليب(مسيحيت پژوهي)

تالارگفتما رهپویان

شناخت بهائيت

 ::دوستان ::


 

|نوا|

 

|مطالب گذشته|

شکایت از خدا پیش بنده ها ؟!!!
طلاب کانون رهپویان وصال در اینترنت
آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم شد
بیانات حضرت ایت الله مکارم شیرازی درباره شهدای کانون
عامل بمب ، عامل اتحاد
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس
تصمیم ات را بگیر!‌
جاماندیم...
مراقب باشیدسرنوشت انقلاب دست سفیدپوستها نیفتد
معرفت اهل بیت ، یادمان رفت!
معنای ثارالله چیست؟
لبخندتلخ
گفتگو با سيد حسن نصرالله (۳)
سیادت از جانب مادر
چرا حضرت زینب (س) بعد از ان همه حوادث تلخ فرمودند : ما رایت الا جمیلا؟
عشای ربانی یا عمل نان و شراب : عبادت شب کریسمس
عرفه
ازدواج توطئه آميز
گفتگو با سيد حسن نصر الله 2
گفتگو با سيد حسن نصر الله 1
حکم استفاده از ماهواره
چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦
بيا تا وضوي خود تازه كنيم!
راه مقابله با شک و ترديد
علت اختلاف نظر مراجع تقلید در اعلام اول ماه
ليله القدر
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-۳
چند توصيه ناب درباره قران از امام خميني(ره)
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-2
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-۱

 


::آمار بازدید ::


  RSS 2.0  
افزایش بازدید