.:: شکایت از خدا پیش بنده ها ؟!!!

بسم الله الرحمن الرحیم
منتظر تاکسی بودم برای رفتن به کلاس یهو یه پیرمردی از دور بوق زد با یه پیکان به قول شیرازیها : له .
طبق معمول زد به سرم ، سر یه بحث رو باز کنم ، با خودم گفتم این پیرمرده با این اوضاع و احوال و لرزش دستاش حتما مشکلی داره که داره مسافر کشی میکنه به خاطر همین پرسیدم : حاجی اوضاع احوال خوبه ؟
گفت: الحمدلله ، شکر .
تا اینو گفت انگار برقی تو ذهنم زده باشن ، جا خوردم . گفتم: هی ! حاجی ! کاش جوونای ما هم این جوری جواب میدادن میگفتن الحمدلله و خدا رو شکر .
گفت : حالا اگه من اینو نگم وایسم گله گذاری تو کاری میتونی برای من انجام بدی ؟
گفتم : نه . ولی وقتی به جوونترا این حرف رو میزنم چنان از بد روزگار و مشکلات میگن که انگار من وکیلی چیزی هستم و میتونم مشکلاتشون رو حل کنم .
بعد با خودم فکر کردم : آیا اینجور نق زدن ها معنیش چیه ؟ مگه خدا روزی رسون نیست ؟ اگه زیاد نق بزنیم پیش بنده ها این معنی رو نمیرسونه که خدا روزی من رو نمیرسونه ؟ و این یعنی شکایت از خدا پیش بنده ها !
فکرش رو بکنید ما مثلا پدر خوانواده باشیم تمام تلاشمون رو برای رفاه بچه ها بکنیم بعد بچه هه برای یه چیز کوچولو و ناچیز بره پیش بقیه نق بزنه بگه : ما هیچی نداریم ، بدبختیم ، چه حالی میشیم ؟
بیچاره خدا ! که ما بنده هاشیم .
راسش نمیدونم این جور نق زدنا کفران نعمت هست یا نه ولی خدا گفته : لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (لینک آیه و ترجمه اش)
خداوند متعال انگار اینجا شوخی نداشته ها ! گفته : اگه شکر کنید بیشتر بهتون میدم ولی اگه کفران کنید عذابم شدید است!
حالا اگه فرض کنیم این نق زدن ها کفران نعمت باشه ، اینجوری مشکل میشه چن تا: اعصابمون خورد شده (خب آدم که با آرامش و طمانینه که نق نمیزنه) ، حرفهای نامربوط (بعضی وقتا) از زبونمون جاری شده ، از اون طرف عذابم رو شاخشه .
خدا خودش رحم کنه ! نه ؟! 

یه بحث جالب بچه ها راه انداختن تو تالار گفتمان طلاب با عنوان «ماه اول» خاطرات ماه اول طلبگیشون جالبه یه سر بزنید.

پيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ :: طلاب رهپویان وصال


.:: طلاب کانون رهپویان وصال در اینترنت

آدرسهای دیگه ی سایتها و وبلاگهای طلاب رهپویان وصال رو میذاریم که عزیزان به عمق فعالیت بچه های ما پی ببرن عینک(در ضمن ؛ از دوستان طلبه هم جهت همکاری دعوت به عمل می آید):‌

 
وبلاگ دوم طلب وصل   www.Tvasl.blogfa.com

سایت طلب وصل www.Talabevasl.com

تالار گفتمان طلاب http://Forum.rahpouyan.com/forum.asp?FORUM_ID=70 

 

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم شد
به گزارش مرکز خبر حوزه، با پایان یافتن دوره مدیریت آیت‌الله حسینی بوشهری در مرکز مدیریت حوزه علمیه شورای عالی حوزه علمیه قم آیت‌الله مقتدایی را به سمت مدیریت این مرکز منصوب کرد.
حکم انتصاب وی از سوی آیت‌الله یزدی دبیر شورای عالی حوزه علمیه قم به آیت‌الله مقتدایی ظرف چند روز آینده ابلاغ خواهد شد.
من درابتدا به عنوان حقیرترین عضو حوزه علمیه انتخاب ایشان را تبریک می گم و امیدوارم ایشان مدیری موفق و توانا برای حوزه های علمیه باشندوبا توجه به سوابق ایشان که در‌ کلاسهایی‌ که‌ شهید دکتر بهشتی‌ برای‌ آشنایی‌ فضلای‌ قم‌ با علوم‌ جدید، ازجمله‌ فیزیک‌، شیمی‌، زبان‌ انگلیسی‌ بود،شرکت می کردندوبا توجه به توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر به روز شدن کتابهای حوزه علمیه ایشان بتوانند تحولی جدی در حوزه چه از لحاظ مدیریتی و چه از لحاظ محتوی ایجاد کنند.
البته باید بگم منظورم از به روز شدن کتابهای حوزه شیمی ،فیزیک وامثال اینها نیست که امروزه با تخصصی شدن و پیچیده شدن علوم حوزه جای این چیزها نیست.منظورم همون چیزی که مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب فرمودند:

«معارف دینى را باید شناخت و آنها را با منطق روز باید دانست و فهمید و گفت. منطق روز و بیان روز - بعضى تا میگوئیم با زبان روز حرف بزنید، فوراً ذهنشان میرود به اینترنت؛ باید با اینترنت صحبت کنیم، باید فلان زبان خارجى را بدانیم. اینها البته لازم است؛ اینها ابزارهاست - و زبان روز معنایش اینها نیست، معنایش این است که شما ببینید با ذهن مخاطب شما فضاى بیرونى و امواج گوناگونى که انجام میگیرد، چه میکند. اینها را بشناسید، بیمارى را بشناسید، حادثه را بشناسید، وضعیت را بشناسید. آن‏وقت بروید به سراغ علاج.»
  

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: بیانات حضرت ایت الله مکارم شیرازی درباره شهدای کانون

 

دیروز عصر توی مصلای نماز جمعه طلاب و روحانیون با مرجع عالیقدر حضرت ایت الله مکارم شیرازی دیدار داشتند که در ابتدا از بیانات ایشان استفاده کردند و بعد هم از نماز جماعت ایشان بهره بردند.که خلاصه  سخرانی ایشان را از این قرار است: 


«قبلا لازم می دانم به مناسبت این ایام که تعلق به سیده نساء العالمین من الاولین و الاخرین دارد به همه شما علما فضلاوطلاب تسلیت عرض کنم.
و همچنین لازم می دانم به مناسبت شهدای گرانقدر حسینیه شیرازهم تسلیت عرض کنم. اینها واقعا شهدای مظلومی بودند چون که در اغازکه می بایست تجلیل بسیار فراوان به عنوان شهید از انان بشود، نشد.چون وضعشان روشن نبود.ولی بعدا معلوم شد که دست نابکاران از اون سوی دنیا برنامه ریزی گسترده ای برای حمله به محافل دینی مجالس مدارس شیراز، قم ،تهران و سایر شهرستانها داشته و مدارک بسیار مهمی در این زمینه بدست امده که قسمتی از ان را اعلام کرده اند و بعدا بیشتر اعلام خواهد شد.

مجلس بسیار با شکوهی شب سه شنبه تشکیل شد .مجلس مملو از علما، فضلا، قشرهای مختلف و مراجع تقلید حتی نماینده معظم رهبری هم از تهران امده بودند و در مجلس شرکت کردند.وخطیبی توانا مانندحجه السلام والمسلمین سید احمد خاتمی حق ان شهیدان را ادا کرد.من در ان مجلس موجی از خلوص و اخلاص می دیدم و احساس کردم روح پاک اونها در شرایطی قرار دارد که فضای اون مجلس را نورانی کرده بود.به هر حال هردو مناسبت را به شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.»

 


تاثیر متقابل شهید و عالم در یکدیگر

ایشان در ادامه روایتی را بیان نمودند تا طلاب قدر توفیقی را که خدا به انها داده بشناسند.

«...در منابع معروف امده است که امام صادق (ع)فرمدند:اذاکان یوم القیمه نصبت الموازین توزن کل شیءمع الشی؛ روز قیامت که می شود ترازوهای سنجش برپا می شود ...از جمله چیزهای که اون روز برای سنجش می اورند : دماء الشهدا مع مداد العلما؛ خون شهیدان را در یک کفه ترازوی سنجش می گذارند و در کفه دیگر مرکبهای نوک قلمهای دانشمندان، اینها را با هم موازنه می کنند تمام خونهای شهیدان در طول تاریخ و تمام مرکبهای دانشمندان در طول تاریخ ، بعد می فرمایند: یرجح مدادالعلما علی دماء الشهدا ؛ اون کفه ای که مرکب قلم دانشندان در ان است بر کفه خونهای شهیدان برتری پیدا می کند....»

ایشان دلیل این سخن امام صادق(ع) را درباره علم و عالم را اینگونه بیان کردند که شهدا را در چند مرحله علما می سازند ....و همچنین شهیدان در یک لحظه در میدان در راه خدا شربت شهادت  می نوشند،اما این قلمهای دانشمندان است که پشت سرهم کتابها درباره مقامات اونها، فضائل اونها، نام اونها، تاریخ اونها، برنامه اونها، کتابها نوشته می شود و خونهای شهیدان پاسداری می شود.
البته این از یک سو و از سوی دیگر اگر شهیدان به میدان نروند علما هم امکاناتی نخواهند داشت،انقلاب اسلامی به ثمر نمی رسد، این حوزه های علمیه سر نمی گرفت، بنابراین هر دو تاثیر متقابل در هم دارند.

...

ایشان در ادامه مقداری وضع امروزجامعه را و وظائف طلاب را نسبت به ان بیان نمودند که به دلیل طولانی شدن مطلب ننوشمتش.

 

 

 

 

 

نویسنده: ورشکسته

پيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: عامل بمب ، عامل اتحاد

خون شهید رسوایشان ساخت

بالاخره بعد از 2۵ روز وزیر کشور در دیدار با خانواده شهدا و جانبازان کانون رهپویان شیراز بمب گذاری راتایید کردند و دلیل این تاخیر را رعایت مسائل امنیتی بیان کردند.البته بعد از ان یک خبر داغ وغافل گیر کننده بیان کردند که این تاخیر را جبران کرد و ان، اعلام دستگیری عوامل اصلی بمب گذاری بود که همه را فوق العاده خوشحال کرد.به گفته خود اقای پور محمدی اصلا فکر نمی کردند که به این سرعت موفق به دستگیری این جنایتکاران شوند و این فقط به برکت خون این شهیدان وامام حسین (ع) بود.

ایشان در مورد چگونگی دستگیری بیان داشتند که اصلا در شیراز هیچ سرنخی پیدا نکردند و این عناصر هنگامی که قصد بمب گذاری در استانی که بسیار هم با شیرازفاصله دارد  داشتند شناسایی و دستگیر شدند وبا خواست خداوند جلوی فاجعه دیگری گرفته شد.ایشان همچنین در مورد ماهیت این گروه بیان داشتند که از عناصر سلطنت طلبی هستند که دارای شبکه های رادیویی و ماهواره ای می باشند و با حمایت و پشتیبانی کشورهایی که دم از حقوق بشر و مبارزه با تروریست می زنند دست به چنین اقدامات شوم و جنایکارانه می زدند.همین کشورهایی که ایشان را از لیست گروههای تروریستی حذف کرده و با اینها به طور پنهانی ملاقات می کنند. انوقت ملت ایران راکه خود قربانی اصلی تروریست است متهم به تروریست  می کنند.

 صوت سخنان وزیر کشور درباره واقعه بمب گذاری

 این هشداری جدی برای ما مسلمانان و ایرانیان است که اگر ذره ای در مقابل این دشمنان اسلام ونظام کوتاه بیاییم باید فاتحه دین، وطن، ناموس، شرف، غیرت وازادگی را بخونیم.وقتی رهبری این قدر در مورد حفظ وحدت و همچنین در موردعناصر خود فروخته داخلی که به نام روشنفکری دم از غرب می زنند هشدار می دهند،دلیل ان احساس خطر و اگاهی ایشان از این گونه فتنه ها و توطئه ها می باشدکه نمونه ای از ان را در دیدار با دانشجویان شیراز در مورد عرفانهاو فرقه های جعلی که در شیراز که با انگیزه های سیاسی بوجود امده اند بیان کردند.
شما خودتون در مورد این حادثه بمب گذاری شنیدید که چه قدر تهمتها وشایعات بوجود امد که  می تونست جرقه ای برای تفرقه واشوب باشد.

کور خوندن! این ارزو را به گور خواهند برند. مگه کسی می تونه از مجلس امام حسین سوء استفاده کند .اگه عاشورا تونستند حالا هم می تونند!

   اظهارات وزیر اطلاعات 

 به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای امشب در گفتگو با خبرنگاران، افزود:‌ فرد اصلی که در بمب‌گذاری مباشرت مستقیم داشت عصر امروز در حالی که قصد خروج از کشور را داشت شناسایی و دستگیر شد و در هنگام دستگیری نیز مسلح بود.
وی با اشاره به اینکه پنج تن دیگر از عوامل این گروه تروریستی نیز شناسایی شده و از آنها مقادیری مواد منفجره و سیانور کشف شده است، خاطر نشان کرد:‌ این افراد که همگی ایرانی هستند از قبل شناسایی شده بودند و ارتباطات آنان با کشورهای خارجی محرز شده بود.
وزیر اطلاعات با اشاره به شناسایی سرپل اصلی این گروه تروریستی در یکی از کشورهای خارجی، تصریح کرد:‌ این گروه تروریستی با کشورهای آمریکا و انگلیس ارتباط داشته و پیش از این نیز از طریق وزارت امور خارجه به آن کشورها اعلام شده بود اما نه تنها هیچ اقدامی در جلوگیری از اعمال تروریستی آنها صورت نگرفت بلکه حمایت نیز شدند.
محسنی‌اژه‌ای با بیان اینکه علت عدم انتشار خبر تاکنون احتمال لو رفتن اطلاعات کسب شده و فرار عوامل اصلی بمب‌گذاری بود، تصریح کرد: این عوامل قصد داشتند بعد از انجام بمب‌گذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز در نقاط دیگری نیز اقدامات تروریستی انجام دهند.

وزیر اطلاعات با رد ارتباط این عوامل با گروه‌هایی که پیش از این مسئولیت این حادثه را بر عهده گرفته بودند، گفت:‌ اطلاعات تکمیلی را بعد از پایان تحقیقات به اطلاع مردم خواهیم رساند.
 

پيام هاي ديگران ()

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس

(اول ذخیره اش کنید بعد سر حوصله بخونیداین توصیه ها را جای دیگه پیدا نمی کنید.)

به یاد ماندنی ترین روز طلاب و حوزه های علمیه شیراز

اعلام کرده بودند ساعت چهار اونجا باشید ما هم گفتیم یک ساعت زودتر می ریم تا کمترین فاصله را با اقا داشته باشیم ولی وقتی رفتیم دیدیم همه از ما زرنگتربودند خلاصه درها را باز کردن بعد از گذرندون هفت خان موفق شدیم وارد مسجد بشیم .اونم چه مسجدی هم فوق العاده زیبا هم معنوی مخصوصا نسیم خنکی هم که می وزید ادم می برد توی عالم دیگه ای.سرتون را درد نیارم ساعت شش ونیم بود که اقا تشریف اوردند بالاخره بعد از بیست و اندی سال انتظار به پایان رسید . اشک شوق از چشمها جاری شد کل مسجدرا صدای صلی علی محمد ...را برداشته بود .تا بالاخره با صوت دلشنین قران مجلس شروع شد بعد هم اقای حائری امام جمعه محترم چند کلامی درباره نیاز جامعه به امنیت واهمیت دین و حوزه در ایجاد امنیت صحبت کردند که مقام معظم رهبری این مطلب را در سخنرانیشان کاملا باز کردند  وعلاوه بر ان وظیفه روحانیون وطلاب بیان کردند که مهمترین انها عبارت بود از : خودسازی و تقویت بنیه معنوی و دینی خودشان و یادگیری دانش دین و حرف زدن با زبان و منطق امروز و نگاه درست به سیاست جهان و جریانات سیاسى داخلی و خارجی

                                         

خلاصه جاتون خالی (البته جای سوزن انداختنم نبود چه برسه به شما!!)  توصیه های اخلاقی اقا همه رو میخ کوب کرده بود فقط حیف که تو تلویزیون و اخبار بیشتر حرفهای سیاسی اقارا پخش می کنن .منم به همین دلیل کل متن سخنرانی اقا را اینجا اوردمش.

امیدوارم بتونیم یک کمی از توصیه های ایشان را عمل کنیم .

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس
مسجد وکیل شیراز- 11/02/1387

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

الحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین.

بسیار مجلس شیرین و دلنشینى است؛ جمع بزرگى از فضلا، علما، طلاب، جوانان و نونهالانى که در راه علم دین، در راه آماده شدن براى دستگیرى بندگان خدا قدم گذاشته‏اند، در اینجا مجتمع شده‏اید.

اینجا هم استان زرخیزِ تربیت نیروى علمى و عالم دینى است. هرچه به گذشته مراجعه میکنیم، استعداد عظیم این استان براى به صحنه آوردنِ استعدادهاى برجسته‏ى انسانى بیشتر مشاهده میشود؛ از دورانهاى قدیم، از قرن سوم هجرى تا امروز ؛یعنى بیش از هزار سال است که استان فارس از «سیبوى»ها و «ابوعلى فارسى»ها و «فیروزآبادى»ها و «بیضاوى»ها و این شخصیتهاى برجسته تا برسد به «غیاث‏الدین دشتکى» و «صدرالدین دشتکى» و «جلال ‏الدین دوانى» و - که اینها هر کدامى یک داستانى دارند، هر کدامى یک کتاب حرف درباره‏ى آنها وجود دارد - پر است.

خطاست اگر تصور شود که عالمى که معروف به فلسفه است مثلاً، این معنایش این است که فقط در رشته‏ى علوم عقلى زحمت کشیده، یا اگر کتابى در تفسیر یا لغت دارد، معنایش این است که منحصر به همین بوده؛ نه، این بروز تاریخىِ شخصیتِ اوست. والّا درباره‏ى این شخصیتها وقتى انسان مطالعه میکند، پیگیرى میکند، مى‏بیند که در خور ظرفیت زمان خود، مجموعه‏اى از معارف علمى دینى - از فقه و از حدیث و از تفسیر و از علوم عقلى و از ادبیات - در این انسانها جمع بوده است. یک نمونه خود «ملاصدرا»ست که شهرت او به فلسفه است، اما ممشاى عملىِ او، حدیث‏شناسى او، رجال‏شناسى او و بدون تردید معرفت او به علوم نقلى در اوج است. یا همین غیاث‏الدین دشتکى، فقیه و فیلسوف و دانشمند در رشته‏هاى مختلف علمى است. تا میرسیم به زمانهاى نزدیکِ ما؛ میرزاى شیرازى، میرزا محمدتقى شیرازى، مرحوم آشیخ کاظم شیرازى، بزرگانى که هر کدامى یک اثر ماندگارى از خودشان باقى گذاشتند. این سرزمین با استعدادى است؛ «و البلد الطّیّب یخرج نباته بإذن ربّه».

در زمان ما هم علماى بزرگى در این دیار بودند. مرحوم آشیخ بهاءالدین را من زیارت کرده بودم. مرحوم آیةاللَّه شهید دستغیب یک نمونه‏ى حقیقتاً ممتازى بود از یک عالم روحانى و رجل دینى. مرحوم آقاى آسید نورالدین در یک وضعیت دیگر یک نمونه‏ى منحصربه‏فرد بود. مرحوم سید عبدالحسین لارى - که اگرچه اصلاً اهل فارس نیست و دزفولى است، اما بروز این شخصیت بزرگ در این استان بود - نشان‏دهنده‏ى آمادگى دینى و معنوى این استان است.

خوب، به تاریخ خیلى دل نبندیم؛ به امروز و آینده نگاه کنیم. بحمداللَّه جلسه، جلسه‏ى بسیار خوبى است و شروع این جلسه با تلاوت بسیار خوب و شیوا و قوىِ این جوان عزیز، بعد هم بیانات سنجیده و ممتاز حضرت آقاى حائرى - مثل همیشه که بیانات سنجیده و ممتازى بحمداللَّه دارند - فضاى جلسه را معطر کرده است.

 دو رکن امنیت                                                                          

من مطلب را از همین نقطه‏اى که آقاى حائرى بیان کردند، ادامه بدهم؛ امنیت. دو رکنى که ایشان براى امنیت ذکر کردند، کاملاً درست است: اقتدار همراه با معنویت، همراه با دین. دین و معنویت هم اگرچه کارکرد اوّلى و ابتدائى‏اش خودنگهدارى است؛ اما تأثیر دین در حفظ و نگهدارى مجموعه‏ى جامعه از آن اقتدارى که رکن دیگر است، کمتر نیست. این دو وقتى با هم جمع شوند، یعنى معنویت و دست هدایت معنوى همراه با اقتدار مادى که بتواند تصرف کند، بتواند حد و مرز معین کند، بتواند امر و نهى کند و امر و نهىِ او در جامعه نافذ باشد، آن چیزى است که طبق بیان ایشان - که متین هم هست - میتواند امنیت را - که نیاز اوّلىِ بشر است - به او هدیه کند. گرسنگى قابل تحمل است، نبودن بسیارى از خواهشهاى نفسانى براى جوامع قابل تحمل است، ناامنى قابل تحمل نیست. اگر جامعه‏اى مرفه باشد، آباد باشد، اما ناامن باشد، زندگى در او تلختر از زهر است. پس امنیت در این حد از اهمیت است و امنیت احتیاج دارد به معنویت و هدایت معنوى همراه با اقتدار مادى، که امروز میتوانیم این اقتدار مادى را خلاصه کنیم در اقتدار سیاسى.

این حقیقتى است که بشدت باید ما را مضطرب کند؛ هم منِ حقیر را، هم شما را. ما باید نگران بشویم؛ چرا؟ چون جمهورى اسلامى همان الگوئى است که میتواند این دو تا را با هم داشته باشد. جمهورى اسلامى یعنى قدرت سیاسىِ اهل اسلام و اهل دین. این، جمهورى اسلامى است. یک روزى بود ما در همین کشور، معنویت، هدایت، متفکرین برجسته، فقیهان و فیلسوفان عالى‏رتبه را داشتیم؛ اما کاربرد وجود اینها بیش از همان اندازه‏اى که میتوانستند یا منبرى بروند یا بین یک جمعى سخنرانى کنند و روى آنها تأثیرى بگذارند، نبود؛ از این بیشتر نبود. امروز نظام جمهورى اسلامى بر سر پاست؛ یعنى خداى متعال این میدان امتحان و آزمایش را در مقابل ما - که داعیه‏داران هدایت معنوى هستیم - قرار داده؛ این خیلى عرصه‏ى امتحان عظیمى است. دغدغه‏اى که عرض کردم باید داشته باشیم از این جهت است که سنگینى بار این مسئولیت را حس کنیم. یک روزى روحانى بودن، طلبه بودن، درس دین خواندن به قدرِ حوزه‏ى نفوذ یک روحانى مسئولیت مى‏آورد - که آن حوزه هم بسیار محدود بود - امروز درس خواندن، طلبه شدن، مبلغ دین شدن، پرچم هدایت را در دست گرفتن، داعیه‏دارِ ترویج دین شدن، مسئولیتى دارد به عظمت مسئولیت جمهورى اسلامى، و این مسئولیت توزیع شده است؛ مخصوص یک کسِ خاص، یک مقام خاص نیست؛ همه مسئولیم. من مسئولیتم بیشتر است، شما ممکن است مسئولیتتان کمتر باشد؛ اما همه مسئولیم.

این نگاه دغدغه ‏آمیز، ما را متوجه میکند به اینکه امروز حوزه‏هاى دینىِ ما و مجموعه‏هاى روحانى ما به چه چیزى باید بیشتر توجه کنند.                 
 

فهرستى از مسئولیتهاى ما عمامه ‏به ‏سرها و مسئولین روحانى
                               

       خودسازی                          
من عرض میکنم اگر یک فهرستى از مسئولیتهاى ما عمامه ‏به ‏سرها و مسئولین روحانى - که امروز مجموعه‏ى عظیمى از بانوان عزیز ما هم وارد این میدان شده‏اند - تهیه شود، سرلوحه‏ى این فهرست عبارت است از «خودسازى». در درجه‏ى اول ما باید متوجه بشویم به خودمان و بنیه‏ى معنوى و دینى خودمان را تقویت کنیم. آن کسى که بنیه‏ى معنوى قوى دارد، میتواند بارهاى سنگین را بر دوش حمل کند. آن کسى که خودش در درون خودش دچار مشکل است، این نمیتواند بارهاى سنگین را بردارد. تقوا و پرهیزگارى و خودسازى اولین وظیفه‏ى ما معممین است. شما طلبه‏هاى جوان و فضلاى جوان خیلى این جوانى را قدر بدانید. این دلهاى پاکیزه و آلوده نشده‏ى شما امروز میتواند شخصیتى از شما بسازد که در طول زمان این چراغ معنویت در درون قلب شما روشن بماند و هیچ چیز نتواند جلوى روشنائى و درخشندگى آن را بگیرد؛ اولین درس ما این است. اولین درس ما توجه به خداست؛ تذکر حضور در محضر پروردگار است. این کار آسانى براى جوان است. دوره‏ى جوانى که میگویند باید قدر بدانید، یکى از مهمترین مصادیقش این است: اجتناب از گناه، پرهیز از موارد شبهه، تذکر مستمر.

ابزارهاى تذکر را خداى متعال براى ما فراهم کرده، که مهمترین ابزار تذکر ما همین نماز است. این نمازهاى پنجگانه‏اى که خدا بر ما واجب کرده، یکى از بزرگترین نعمتهاى خدا در حق ماست. اگر نماز نبود، ما غرق غفلت میشدیم. این نماز که به عنوان یک فریضه بر ما واجب شده، ما را از وادى غفلت بیرون میکشاند. نماز را خوب خواندن، با توجه خواندن، خود در حد نصاب است براى انسان‏سازى؛ همین نماز و تلاوت قرآن و انس با قرآن.

من خوشبختانه مى‏بینم انس با قرآن در بین طلاب علوم دینى در همه جا روزبه‏روز بیشتر شده. این تلاوتهاى خوب هم که ما تشویق میکنیم و آن را ارجمند میشماریم، براى این است که تلاوت خوب، جاذبه‏ى قرآن را زیاد میکند، دلها را به قرآن نزدیک میکند، انسان را به یاد قرآن مى‏اندازد. مرحوم آقاى قاضى (رضوان اللَّه علیه) در سفارشها و توصیه‏هائى که به صورت مکتوب براى بعضى از شاگردان خود به جاى گذاشتند، از جمله‏ى چیزهائى که ذکر میکنند، همین است. ایشان توصیه میکنند که در سحر که بلند شدید، با آهنگ خوش قرآن بخوانید. این سفارشِ یک مرد معنوىِ روحانى مثل مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى است. انس با صحیفه‏ى سجادیه، انس با دعا که دنیائى از معرفت است.

دانش دین
یقیناً یکى از چیزهاى دیگرى که در صدر
فهرست قرار میگیرد، دانش دین است. ما دین را باید بفهمیم. امروز مخاطبان شما نیاز دارند به اینکه از دین و معارف دینى آگاه شوند. این روزها یاد مرحوم شهید مطهرى به مناسبت سالگرد شهادت ایشان زیاد میشود. مطهرى یک نمونه از آن کسانى بود که با معارف دین آشنا بود؛ معرفت دینى. شما اگر نگاه کنید به آنچه که شهید مطهرى در همین مدت عمرى که چندان طولانى هم نبود، از خود به جاى گذاشته، خواهید دید که خدا چقدر به این مرد لطف کرده و چه رزق فراوان و واسعى براى او قرار داده است؛ از تفضلات خود و لطف خود. من توصیه میکنم به همه‏ى جوانها حتماً یک دوره کتابهاى مرحوم مطهرى را بخوانید؛ حرفهاى مطهرى نو است. حقایق دین و معارف دین و شکافتن بخشهائى از معارف و عقاید که امروز هم مثل همان روزى که ایشان بیان کرده است، مورد نیاز ماست.

طلبه‏ى علوم دینى باید با فقه آشنا باشد، با علوم عقلى هم باید آشنا باشد. علوم عقلى راه دستیابى به ذهن مخاطبان است. امروز در دنیا در قالب فلسفه‏هائى که گاهى عمقى هم ندارد ولى صورت فلسفى دارد، ذهن انسانها را شکل میدهند؛ بعضى از اینها حتى در خدمت سیاستها قرار میگیرد. کسانى به نام فیلسوف، امروز و در گذشته‏ى نزدیک در غرب، وجود داشتند که بدون تردید در خدمت سیاستهاى سرمایه‏دارى کار کردند. البته اسمى از اقتصاد نیاوردند، اسمى از نظام سرمایه‏دارى نیاوردند، اما آنچه که آنها به عنوان فلسفه دادند، در خدمت نظام سرمایه‏دارى است. این معنایش این است که آن کسانى که دنیا را طعمه‏ى سیاست خود میدانند، از همه‏ى راه‏ها استفاده میکنند و این یکى از راه‏هاى نزدیک ساختن ذهن مخاطبان و ذهن ملتهاست. اینها ذهنها را از این طریق منحرف میکنند. مقابله‏ى با او با جنجال و با تکفیر و با دشنام و با عصبانى شدن نیست. گره را باید باز کرد، لگد کوبیدن روى گره، گره را باز نمیکند. این احتیاج دارد به قدرت فکرى. امروز حوزه‏هاى علمیه‏ى ما نیاز دارند به معارف عقلى. کلام باید بخوانند، فلسفه باید بدانند. البته ستون فقرات حوزه‏هاى علمیه فقه است بدون تردید، اما اینها در کنارش لازم است؛ دانش دین.   

یادگیری معارف دینی و بیان آن با منطق و زبان روز

طلبه‏هاى جوان! هر چه میتوانید درس بخوانید، فکر کنید، مایه بیندوزید. براى اداى رسالت یک روحانى، عالم شدن، عمیق شدن، متفکر شدن، نظریه‏ساز شدن لازم است. معارف دینى را باید شناخت و آنها را با منطق روز باید دانست و فهمید و گفت. منطق روز و بیان روز - بعضى تا میگوئیم با زبان روز حرف بزنید، فوراً ذهنشان میرود به اینترنت؛ باید با اینترنت صحبت کنیم، باید فلان زبان خارجى را بدانیم. اینها البته لازم است؛ اینها ابزارهاست - و زبان روز معنایش اینها نیست، معنایش این است که شما ببینید با ذهن مخاطب شما فضاى بیرونى و امواج گوناگونى که انجام میگیرد، چه میکند. اینها را بشناسید، بیمارى را بشناسید، حادثه را بشناسید، وضعیت را بشناسید. آن‏وقت بروید به سراغ علاج. لذا حوزه‏هاى علمیه‏ى ما به درس، به علم، به فکر نیازمندند. هر چه میتوانید بخوانید، فکر کنید؛ این لازم است.

نگاه درست به سیاست جهان و جریانات سیاسى

در صدر این فهرست، همچنین نگاه درست به سیاست جهان و جریانات سیاسى دنیا لازم است. روحانىِ امروز باید بداند در کجا واقع شده و کجا قرار گرفته، تا بتواند درست دفاع کند. باید بدانید سنگر شما کجاست، باید بدانید آن جبهه‏اى که در مقابل شما قرار گرفته، کى است و چیست. بدون آشنائى با سیاست جهان، با جریانات سیاسى عالم - که نمونه‏اش جریانات سیاسى کشور خودمان است و محیط خودتان است - نمیشود.

امروز روحانىِ مسئول، روحانىِ آگاه، روحانىِ عالم وقتى نگاه میکند به جریانات سیاسى دنیا، میفهمد که نقطه‏ى اساسىِ گمراهى کجاست و در مقابل آن، نقطه‏ى اساسى هدایت کجاست. نقطه‏ى اساسى گمراهى مردم دنیا و گرایشى که به سمت گناه و به سمت فحشا و به سمت ظلم و به سمت جنگ و به سمت برادرکشى، انسانها را سوق داده و کشانده، عبارت است از سیاستهاى حاکم بر دنیا. نه اینکه این سیاستها امروز به وجود آمده؛ همیشه در دنیا بوده است، اما امروز با ابزارهاى جدید، با وسایل مدرنِ قدرتهائى که یکپارچه دنیا را تحت تسلط خودشان میطلبند و دست روى همه‏ى دنیا میگذارند، دست روى همه‏ى جوانب حیات بشرى میگذارند و از گذشته مسلطترند، به وجود آمده. پس نقطه‏ى اصلى آنجاست. اینى که شما در شعارهاى امام بزرگوارمان، در شعارهاى جمهورى اسلامى مى‏بینید که تکیه روى استکبار جهانى است، به خاطر این است. لذا وقتى یک کشورى پرچم مقابله‏ى با این نظام را با نام دین، با نام اسلام، با نام معنویت بلند میکند، میریزند سرش. هیچ نباید دشمنى‏هاى استکبار با نظام جمهورى اسلامى را حمل کرد بر اینکه جمهورى اسلامى بلد نبود از اول با دنیا تعامل کند؛ نه، مسئله این نیست. اتفاقاً جمهورى اسلامى در طول این سى سال با ظرافت، با مهارت، با هدایت الهى بهترین راه را رفته است. این را دشمنان ما شهادت میدهند.

امروز آن مقدارى که در محافل سیاسى دنیا از دیپلماسى فعال ایران، از زیرکى جمهورى اسلامى، از روشهاى کارساز نظام اسلامى سخن میرود، یک دهمِ آن در داخل منعکس نیست. آنها اینجور حرف میزنند، آنجور فکر میکنند، و حق با آنهاست. جمهورى اسلامى در این سى سال خوب حرکت کرده. مسئله، مسئله‏ى این نیست که جمهورى اسلامى تعاملِ با قدرتها را بلد نبود، مسئله این است که قوام قدرتهاى جهانى به توسعه‏طلبى و چنگ انداختن به زندگى ملتهاست از طریق اقتصادى، از طریق فرهنگى، که مقدمه‏ى سلطه‏ى سیاسى است. و جمهورى اسلامى این راز را کشف کرده، این را فهمیده و در مقابل او ایستاده، مسئله این است.

امروز مسئولین کشور اگر چنانچه یک جمله‏اى بگویند که بظاهر موجب خشم ابرقدرتهاست، هجوم تبلیغاتى دنیا علیه آنها سرازیر میشود. یک عده‏اى هم در داخل ساده‏انگارانه، ساده‏لوحانه با آنها هم‏صدائى میکنند که آقا بهتر بود این مطلب گفته نمیشد! در زمان امام (رضوان اللَّه علیه) هم ما یادمان است در مواردى، که بعضى از افرادى که نسبت به امام ارادت هم داشتند، میگفتند خوب بود امام این حرف را نمیزدند؛ خوب بود امام این موضع را نمیگرفت! آن روزى که امام در زمینه‏ى حجاب در اوائل پیروزى انقلاب آن فرمان قاطع را دادند، بعضى از دوستان علاقه‏مندِ به امام آمده بودند که آقا، امام چرا این حرف را زد! آن روزى که بحث ولایت فقیه مطرح شد، در داخل مجلس خِبرگان بعضى‏ها آمدند گفتند آقا چه لزومى داشت حالا مسئله‏ى ولایت فقیه مطرح شود! آنها اشتباه میکردند؛ امام درست فهمید، درست حرکت کرد.

یکی از مصادیق تقوی

معیار اساسى این است که ما از اسلام روشن‏بینانه، آگاهانه الهام بگیریم، شجاعانه آن را بیان کنیم و مدبرانه به طرف آن هدف پیش برویم. تدبیر لازم است، اما با تشخیص هدف. نباید اشتباه کرد گم کردن هدف را، خراب کردن چهارچوبها را با تدبیر. بعضى اینجور خیال میکنند: تدبیر را عبارت از این میدانند که انسان از اصول، از چهارچوبهاى اصلى، از شاخصهاى اصلى فاصله بگیرد! این عین بى‏تدبیرى است؛ این هضم شدن در معده‏ى زیادى‏طلبِ‏دشمنِ‏فزونى‏طلب است. هدف، مشخص شود؛ با جازمیت و قاطعیت، آن هدف تعقیب شود. و در این سیرى که انسان میکند، مدبرانه حرکت کند: «المؤمن کیّس». مراقب اطراف خودش باشد. این هم یکى از مصادیق تقواست. یکى از مصادیق تقوا، همین است که انسان مواظب باشد در دامهاى دشمن نیفتد، غافلگیر نشود، در مقابل شبیخون دشمن قرار نگیرد؛ این، آگاهى است. این رکن سوم و ماده‏ى سوم از موادى که امروز تکلیف ما طلبه‏ها و ما روحانیون است.

خواندن ملاک نیست، دانستن ملاک است

در درون خودمان حس تقوا را تقویت کنیم. ذهن خودمان و مغز خودمان با علم پرورش پیدا کند. در زمینه‏ى تحصیل علم، فقط هم به آموزش محض اکتفاء نکنیم، تولید کنیم، اجتهاد کنیم. طلبه از اول یاد بگیرد به اینکه وقتى چیزى را میشنود ولو در درس، استدلال او را مطالبه کند؛ آن استدلال را به ذهن خود تحویل بدهد؛ آن را تحلیل کند. این همان چیزى است که در درسهاى طلبگى ما از اول، بنیانگذارى شده. میگفتند چرا گفتند «بدان أیّدک اللَّه»، نگفتند «بخوان أیّدک اللَّه»؟ چون خواندن ملاک نیست، دانستن ملاک است. این را از اولِ طلبگى به طلبه‏ها اینجور یاد داده‏اند. و آنگاه آگاه بودن، صحنه را شناختن، وظیفه‏ى روحانى را دانستن.

امروز حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، روحانى‏اى باید تربیت کند و هدفش از تربیت روحانى این باشد که بتواند بخشى از این بناى عظیم را مثل یک ستونى بر دوش بگیرد. جمهورى اسلامى قابل اتساع است؛ نه به معناى توسعه‏ى ارضى و توسعه‏طلبىِ ارضى، بلکه به معناى اتساع کیفى. ما به سمت عدالت، به سمت معنویت، به سمت اخلاق، به سمت پیاده شدن احکام اسلامى در صورتى میتوانیم پیش برویم که روحانیون قوى، عالم، متقى، شجاع، آگاه داشته باشیم. تربیت طلبه، تکثیر طلاب علوم دینى با این هدف باید انجام بگیرد. و شما برادران و خواهران عزیزِ توجه بکنید که وقتى هدف این شد، این یک امرِ متعالى است؛ این یک امرِ فراتر از مسائل شخصى و صنفى است. مراقب باشید انگیزه‏هاى کوچک، شما را از این هدف بزرگ منحرف نکند. مواظب باشید تصورات و توهمات، شما را از هم جدا نکند. مجموعه‏ى روحانى یک مجموعه‏ى منسجم است. اختلافات جزئى و کوچک نتواند مجموعه‏ى روحانى را تکه‏تکه کند و نیروهایمان صرف مجادله‏ى با هم نشود.

شیراز و استان فارس همانطور که اول گفتم، بحمداللَّه ظرفیت خوبى دارد. شما هم در تاریخ شخصیتهاى بزرگى دارید، هم در گذشته‏ى نزدیک شخصیتهاى برجسته‏اى دارید. امروز هم بحمداللَّه در عرصه‏ى مرجعیت شما شخصیتهائى از خودتان دارید، در عرصه‏ى علماى بزرگ دینى شخصیتهایى از خودتان دارید. این نشان میدهد این استان از لحاظ نیروى انسانى حاصلخیز است.

این نکته‏ى رسیدگى معیشتى هم که جناب آقاى حائرى فرمودند، نکته‏ى درستى است. ما هم اعتراف و اذعان به این نکته داریم و امیدواریم خداى متعال توفیق بدهد و بتوان در حد امکانات آن کارى را که لازم است، انجام داد. واقعاً بر روى طلبه‏ى فاضل هر چه سرمایه‏گذارى شود - همینطور که ایشان گفتند - این هزینه نیست؛ این سرمایه‏گذارى است و بازده آن و درآمد آن بمراتب بیشتر از آن چیزى است که هزینه میشود. البته شیخ طوسى را ایشان مثال زدند. شیخ طوسى در زمان سید مرتضى خود یک عالِم درجه‏ى اول بود؛ درست است که به درس سید مرتضى هم میرفت، اما شیخ طوسى همین کتاب «تهذیب» را در زمان حیات استادش شیخ مفید - یعنى آن‏وقتى که هنوز سید مرتضى به ریاست روحانى نرسیده بود - شروع کرده به نوشتن. البته ادامه‏ى آن را بعد از وفات شیخ مفید نوشته. ایشان در زمانى که هنوز شیخ مفید - استاد سید مرتضى و استاد شیخ طوسى - در قید حیات بود، تهذیب - آن کتاب عظیم - را که شرح روائى بر «مقنعه»ى شیخ مفید است، شروع کرد به نوشتن.

امیدواریم ان‏شاءاللَّه خداى متعال توفیق بدهد مسئولین بتوانند به همین فضلاى عزیز، به همین علماى تراز اول خدماتى را که لازم است، انجام بدهند. و خدا به ما و شما توفیق بدهد که قدر جمهورى اسلامى را بدانیم و این دو رکن قدرت و معنویت را که امروز خداى متعال به همت این مردم و به برکت وجود امام بزرگوار در اختیار ما قرار داده - در اختیار من و شما قرار داده - بتوانیم تقویت کنیم و خودمان را بسازیم، براى اینکه بتوانیم به وظائفمان ان‏شاءاللَّه عمل کنیم.

شما را به خدا میسپارم و از خداى متعال توفیقات روز افزون شما را مسئلت میکنم.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏

                                                                                         نویسنده :‌ ورشکسته

پيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: تصمیم ات را بگیر!‌

خوب زندگی کردن بهتر است یا خوب مردن ؟
بستگی دارد تعریفت از « خوب » چه باشد . ولی خوب مردن بهتر است ، اما برای دستیابی به آن باید خوب زندگی کنی . اما خوب ِ مادی نه ، خوب ِ معنوی . برای دستیابی به خوب ِ معنوی و پایدار ماندن ِ در آن باید بد ِ مادی زندگی کنی .
اگر بد ِ مادی بهت روی آورد ، شانس بزرگی پیدا کرده ای . چون به خوب ِ معنوی بسیار نزدیکی . ولی همان موقع اگر حواست نباشد هم بد ِ مادی و هم بد ِ معنوی می آید سراغت !
دست دراز کن و خوب ِ معنوی را بگیر . اما نه یک خورده باید روی پنجه هایت بایستی و بگیریش ، درد دارد . می فهمی ؟
از همین حالا تصمیمت را بگیر .
ولی تصمیمت هر چه بود ، مرد باش . بگذار تاریخ به تو افتخار کند .
اشاره :
« خورشید رو به زوال می رفت . غروب ، مرد چشمانش را دوخته بود به ستیغ ِ کوه . ایستاده بود ، استوار ، و به این می اندیشید که قرون متمادی را فتح خواهم کرد ، اما برای این زندگی نمی کنم !
تصمیم اش را گرفته بود . لبخندی زد – ملایم - ، و با گام های محکم ، می رفت به جنگ... »
                                                                                            ص.رها 

(راستی از این به بعد وبلاگمان را چند نویسنده(طلبه) به روز میکنند.
شب واقعه داشتیم مطلب فوق را آماده می کردیم برای ارسال ،  که صدای انفجار همه چیزمان را به هم ریخت ، اتفاقا شعر زیر را نیز برادر عزیزم اخیرا در وبلاگ خود درج نموده اند که ربطش کاملا مشخص است)

خوب مُردن را دیدی ؟!

دیدی نبود قسمت ما آسمان ، عزیز ؟!

دیدی نشد به او برسد دستمان ، عزیز ؟

قسمت نبود ، یا که لیاقت نداشتیم...

شاید سیاه بود کمی بختمان ، عزیز !

. . .

فراخوان ارسال آثار را ببینید و تبلیغ کنید :

فراخوان ارسال آثار ، ویژه بمب گذاری

پيام هاي ديگران ()

جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: جاماندیم...

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

توی غرفه واحد طلاب با بچه ها داشتیم صحبت می کردیم. یکی از دوستان که توی همین ویلاگ مطلب می نویسه با پسر عموش اومدن برن توی مجلس، منو که دید وایساد سلام و احوال پرسی کردن،به پسر عموش گفت تو برو داخل ،من الان می ام. خلاصه چراغ ها را خاموش کردند.(یادم سید روضه ابوالفضل را خوند.)

اون دوستم یه کاری براش پیش اومد دیگه نرفت داخل،منم رفتم نزدیک در ورودی مجلس (هِی.......دو سه متر فاصله داشتم) یادم اومد که یکی از بچه ها گفته بود فلانی بیا کارت دارم،برگشتم توی حیاط ،که یکدفعه...

اقاجون شهادت که زوری نمی شه لیاقت می خواد . همه اونا اون شب انتخاب شده بودند.من این مطلب را قبول داشتم ولی اون شب دیگه برام ثابت شد.اونی را که باید باید باشه می اوردنش  اونیم  که مثل دوستم و من بدبخت  نباید باشه با بهانه ای  جلوشو می گرفتند. همون وقتی که ما برگشتیم یکی از دوستام رفت تو مجلس و ترکش به کمرش خورد.اون پسر عموی دوستم هم تبدیل به شهید سید محمد جواد علوی شد.  

به قول یکی از بچه ها: هر چی خدا بخواد همون خیره

 

 

متن سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد در جلسه هفتگی بعد از بمب گذاری  ( 01/02/1387 -  9:27 )

http://www.rahpouyan.com/shohada/n29.asp

 

 

 

مراسم تشییع شهیدان هاشمی و شاهچراغی ( 02/02/1387 -  21:01 )
روابط عمومی کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز زمان و مکان تشییع جنازه شهیدان هاشمی و شاهچراغی را به شرح ذیل اعلام کرد :
زمان :‌ چهارشنبه ۰۴/02/1387 - ساعت 9 صبح
مکان : آستانه حضرت سید علاءالدین حسین (ع)

  اظهارات حاج نبی رودکی - نماینده شیراز در مجلس شورای اسلامی - پیرامون حادثه حسینیه سیدالشهداء ( 02/02/1387 - 22:10 ) http://www.rahpouyan.com/shohada/n33.asp

پیام تسلیت مقام معظم رهبری : حادثه شیراز این جانب را مصیبت زده کرد. 
( 26/01/1387 -  20:22 )
بسم‌الله الرحمن الرحیم
حادثه غم انگیز و تأسف‌بار در کانون رهپویان وصال که به پرواز شهادت‌گونه‌ی جمعی از شیفتگان وصال دوست و زخمی شدن جمعی بیشتر انجامید، این جانب را مصیبت‌زده کرد. تسلای من به عزاداران این حادثه تلخ و نیز به آسیب‌دیدگان وعده پاداش الهی به صابران است که فرمود: اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة.
از خداوند متعال صبر و سکینه برای دل‌های مصیبت‌ دیده، رحمت و غفران برای عزیزان درگذشته و شفای عاجل برای مجروحان مسألت می‌کنم و از مسئولان می‌خواهم که وظایف خود در پیگیری این حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سید علی خامنه‌ای
26/
فروردین/1387

  

پیام تسلیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ( 30/01/1387 -  21:10 )
بسم الله الرحمن الرحیم
حادثه بسیار غم انگیز شیراز که منجر به از دست رفتن جمعی از عزیزترین همشهریان و مصدوم شدن گروه کثیر دیگری شد قلب همه را مجروح ساخت و مایه تأسف عمیق گشت.
اینجانب این ضایعه بزرگ را به پیشگاه حضرت ولی عصر امام زمان ارواحنا فداه و علمای شیراز و همه همشهریان و فارسیان شجاع و با ایمان مخصوصا به خانواده های داغدار این عزیزان صمیمانه تسلیت عرض می کنم.
آری آری آنها رهپویان وصال بودند و در خانه امام حسین (ع) و در حال سوگواری آن حضرت به شهدای کربلا پیوستند و راه وصال دوست را با افتخار پوییدند.
مرگ شهادت گونه ی آنها موجی از غم و اندوه را در سراسر کشور برانگیخت و همه را متأثر و نگران ساخت. عموم مردم در سراسر کشور انتظار دارند که مسئولین محترم هر چه زودتر علت اصلی این حادثه غم انگیز را پیدا کرده و به اطلاع عموم برسانند. و اگر خدای نکرده تعمدی از سوی گروه کوردلی در کار بوده است عوامل آن شناسایی کرده و به شدیدترین مجازاتی که مستحق آن هستند برسانند.
من از همه همشهریان عزیز و فارسیان غیور می خواهم که از هیچ گونه همدردی برای تسلی خاطر بازماندگان داغدادر آنها فروگذار نکنند.
از خداوند رحیم و غفور رحمت واسعه برای همه از دست رفتگان و شفای عاجل برای مصدومین و صبر جمیل و اجر جزیل برای بازماندگان مسئلت دارم.
ناصر مکارم شیرازی
27/1/87

ابراز تأسف عمیق حضرت آیت الله العظمی صافی از حادثه غمبار انفجار شیراز

حضرت آیت الله العظمی صافی درصبح روز سه شنبه 87/1/27در درس خارج فقه خود  با ابراز تأسف از حادثه شیراز بیان داشتند: این مصیبت بزرگی است و از این جهت باید به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت عرض کنیم. امیدواریم خداوند متعال بر درجات آن عزیزان از دست رفته بیافزاید و به بازماندگانشان اجر و صبر عطا بفرماید.

ایشان اینگونه به دیار باقی شتافتن را افتخار عظیمی دانستند و فرمودند: اینکه در چنین مکان مقدسی و در حال دعا و نیایش و یا آموزش احکام و مسائل شرعی، مرگ انسان فرا برسد افتخار و سعادت است و اجر و ثواب دارد.

اخباروتصاویر مربوط به انفجار(http://www.rahpouyan.com)

پاسخ به دو سوال در مورد انفجار شیراز

بمب بود آقا ، بمب!

سروده ای در وصف شهدای کانون

چشمتون روز به روز کورتر!

پيام هاي ديگران ()

سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ :: طلاب رهپویان وصال


.:: مراقب باشیدسرنوشت انقلاب دست سفیدپوستها نیفتد

                               مراقب باشیدسرنوشت انقلاب دست سفیدپوستها نیفتد...

توی وبلاگ یکی از دوستان یه مرزبندی دقیق و حساب شده از استاد حسن رحیم پور ازغدی را خواندم دیدم چقدرباسخنرانی امروز مقام معظم رهبری درباره انتخابات وتقسیم بندی  جناح های سیاسی ونحوه عملکرد انها در مقابله با دشمن شبیه است منم با عرض معذرت کپیش کردم اینجا ،خلاصه ببخشید...


بعد از قطعنامه، ما داشتیم برمی گشتیم. داخل اتوبوس یکی از رزمنده ها می گفت حزب اللهی ها 3 تیپ اند: سرخپوست و سفید پوست و سیاه پوست. سیاه پوستها ماییم که هشت سال در منطقه اصلاً تصور اینکه جنگ تمام می شود و ما زنده می مانیم، نداشتیم. سقف خانه ما تار عنکبوت می بست، یک نفر نبود تارعنکبوت ها را پاک کند. هربار می رفتم خانه دوباره بچه هایم من را نمی شناختند، خانمم از من رو می گرفت، دوباره باید عقد می خواندیم. چون دور بودیم. باید می نشستیم مثل اول ازدواج با هم آشنا می شدیم. الآن که جنگ تمام شده و داریم برمی گردیم، نمی دانم دارم کجا می روم و چه کار می کنم.

دسته دوم سرخپوست هستند. می گفت شماها طلبه اید، دانشجویید عقب جبهه زندگیتان را می کنید و درستان را می خوانید. موقع عملیات ها منطقه می آیید. اگر شهید شدید، بردید و اگر هم ماندید، دوباره سرکارتان برمی گردید.

می گفت یک عده حزب اللهی سفیدپوست هم داریم که اینها خط مقدمشان اهواز است. اینها دعای کمیل و نماز جمعه هایشان را مرتب شرکت می کنند. یقه شان را هم تا بالا می بندند. سه تا انگشتر عقیق هم دارند. مستحبات را هم رعایت می کنند ولی حاضر نیست اسلحه دستش بگیرد و برود استقبال شهادت. گفت حالا که باید برگردیم، بدبختی آن است که سرنوشت سیاه پوستها هم دست سفیدپوستها است. مسئول دیگری داشتیم از بچه های قدیمی جنگ که برادر 3-2 تا شهید بود. یکسال بعد از جنگ گفتند که در میدان تره بار یکی از شهرستانهاست. یک وانت قراضه خریده و سبزی و میوه حمل می کند که مخارج زندگیش بگذرد.

ما باید مراقب باشیم سرنوشت انقلاب دست سفیدپوستها نباید بیفتد، هرچه هم آدمهای خوبی باشند. در تبلیغات رسمی من نگرانم که سفیدپوستانه تبلیغ کنیم. آن حالت سیاه پوستی و اقلاً سرخ پوستی تبدیل شود به سفید پوستی. یعنی کسانی که درد انقلاب و جنگ ندارند، نه ترکش خوردند و نه شهید دادند و نه معنی بدبختی و گشنگی و در محاصره گیر افتادن و جنازه برادر به دوش کشیدن را می فهمند، نه دیدند که جلوی دیدگانش استخوان بشکند و سرها قطع شود و چشمها کور شوند، ولی صاحب انقلابند.

وقتی این جور رئیسها می خواهند برای افکار عمومی تصمیم بگیرند، مصیبت شروع می شود. کسانی که هزینه ای نپرداختند و نمی پردازند. نه اینکه قبلاً نپرداخته اند و بعداً می پردازند، بعداً هم اگر پیش بیاید، نمی پردازند. این همان تبدیل ارزش به کلیشه است. نمی گویم با سفیدپوستها باید درگیر شد ولی نباید زمام امور را به دست شان داد.

مردم می فهمند. نمی شود در آرامش بنشینی و به مردم دستور بدهی که باید ارزشی و انقلابی باشید. انبیا اینگونه عمل نمی کردند. بزرگترین و موفق ترین مبلیغین تاریخ انبیا هستند. امیرمؤمنان که به عنوان سمبل شجاعت و رزمندگی مطرح هستند، می فرمایند هروقت در جنگها فشار به ما زیاد می شد به قول بچه های جبهه هوا پس بود، پناه می بردیم به پیغمبر. پناهگاه ما پیغمبر بود. این حرف عجیبیست. امیرمؤمنان می فرمایند من چگونه شب بخوابم در جامعه ای که احتمال می دهم امشب در طرفی از این سرزمین یک خانواده گرسنه بخوابد. اینگونه می شود انقلاب را نگه داشت.

مردم حاضر نیستند بازیچه ما بشوند. اگر از من به عنوان مردم، فداکاری و حضور در صحنه می خواهی باید هزینه آن را بپردازی. من حاضر نیستم از خودم، بچه ام و جان و مال و آبرویم بگذرم برای اینکه تو به اینها برسی ولی اگر تو از آن می گذری، من هم می گذرم. در انقلاب و جنگ همینگونه بود. فرمانده لشکر ما همیشه جلوتر از همه بود. اگر می دید که خط در خطر بود، می دیدیم که فرمانده لشکر ما در کنار بچه ها بود...

کل متن

پيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ :: طلاب رهپویان وصال


.:: معرفت اهل بیت ، یادمان رفت!

بسم الله الرحمن الرحیم

 السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

داشتم کتاب شرح زیارت جامعه کبیره را ورق میزدم ، تا شاید مطلبی در شان این روزها برای این صفحه اینترنتی استخراج کنم ، که هم خسته کننده نباشد و هم جدید باشد و به قول استادمان کپی ، پیست نباشد.اما بگذارید این روزها که در سوگ سه معصوم یعنی پیامبر اعظم ، امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام نشسته ایم ، در مورد این بزرگوران کمی تامل کنیم . زیارت جامعه کبیره یکی از زیارتهایی است که خواندن آن در حرم معصومین علیهم السلام سفارش شده است ، و حتی دز یکی از ملاقاتهایی که با امام عصر صورت گرفته ایشان بر خواندن این زیارت سه بار تاکید فرموده اند ، اما منِ شیعه و حتی طالب علم دین تا به حال حتی این دعا را تورق نکرده ام ببینم چه خبر است. یکی از اصول مذهب تشیع امامت است ، اما این اصل چقدر برای ما شناخته شده  و مقام و منزلت و جایگاه امام علیه السلام را چقدر دریافته ایم ؟

اصلا این روزها بحثهای انتظار خیلی داغ است ، داغ داغ!

بعضی از ما چه بسا صادقانه دم از زمینه سازی برای ظهور می زنیم ، اما یک سوال  این جا مطرح می شود : آیا ما می دانیم منتظر چه کسی هستیم ؟

چند خط از زیارت جامعه کبیره : 

 بَمُوالاتِکُم تُقبَلُ الطُّاعَةِ المُفتَرضَة 

بوسیله پیروی از شماست که اعمال واجب پذیرفته می شود

المُظهِرینَ لِاَمرِ اللهِ وَ نَهیِه

 [ائمه علیهم السلام] بیان کننده اوامر و نواهی خداوند هستند

التامین فی محبة الله

سرشار از دوستی و محبت خداوند هستند.

خَزَنَةِ عِلْمِ الله [مخزن] گنجوران علم خداوند هستند.

بکم فتح الله خداوند به سبب وجود شما باب خلافت الهی و یا باب تمام خیرات و افاضت را گشود.

و بکم یختم الله خداوند به  وسیله دولت شما که آخرین دولتهاست به دیگر دولتها پایان می دهد.  

برای مطالعه عمیق تر این دعای شریف ، کتاب با اختران تابناک ولایت (نوشته آیت الله شبر با ترجمه عباسعلی سلطانی) پیشنهاد می شود .

حقیر هم بروم و بنشینم این کتاب را مفصل بخوانم ،‌ که خیلی از قافله عقبیم. 

خداوند به همه ی ما توفیق معرفت اهل بیت علیهم السلام را عنایت فرماید.  

این هم لینک سخنرانی استاد گرامی ، حجت الاسلام انجوی نژاد مرتبط با انتخاب و انتخابات با موضوع :‌انتخاب گری 

پيام هاي ديگران ()

جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦ :: طلاب رهپویان وصال


|میزبان|

خانه | آرشيو

پست الکترونیک | یاهومسنجر

 ::حدیث ::

 ::خبرنامه ::

با عضویت در خبرنامه از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید



عضويت لغو عضويت

Powered by WebGozar

 

|پیوندهای روزانه|

 

|پیوندها|

کد لينک به وبلاگ

 پیوند دادن ما دلیل تایید تمامی مطالب لینکهای زیر نیست.

افسانه صليب(مسيحيت پژوهي)

تالارگفتما رهپویان

شناخت بهائيت

 ::دوستان ::


 

|نوا|

 

|مطالب گذشته|

شکایت از خدا پیش بنده ها ؟!!!
طلاب کانون رهپویان وصال در اینترنت
آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم شد
بیانات حضرت ایت الله مکارم شیرازی درباره شهدای کانون
عامل بمب ، عامل اتحاد
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس
تصمیم ات را بگیر!‌
جاماندیم...
مراقب باشیدسرنوشت انقلاب دست سفیدپوستها نیفتد
معرفت اهل بیت ، یادمان رفت!
معنای ثارالله چیست؟
لبخندتلخ
گفتگو با سيد حسن نصرالله (۳)
سیادت از جانب مادر
چرا حضرت زینب (س) بعد از ان همه حوادث تلخ فرمودند : ما رایت الا جمیلا؟
عشای ربانی یا عمل نان و شراب : عبادت شب کریسمس
عرفه
ازدواج توطئه آميز
گفتگو با سيد حسن نصر الله 2
گفتگو با سيد حسن نصر الله 1
حکم استفاده از ماهواره
چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦
بيا تا وضوي خود تازه كنيم!
راه مقابله با شک و ترديد
علت اختلاف نظر مراجع تقلید در اعلام اول ماه
ليله القدر
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-۳
چند توصيه ناب درباره قران از امام خميني(ره)
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-2
موانع ديدار حضرت ولي عصر (عج)-۱

 


::آمار بازدید ::


  RSS 2.0  
افزایش بازدید